My little omega 🔞 p.1
* گوشی کوک زنگ میخوره *
( علامت کوک ×علامت آقای جونگهیون + * رئیس کوک)
× الو سلام رئیس
+ سلام کوک
× کاری داشتین
+راستش دیروز بهت گفته بودم راس ساعت شش باید به عمارت کیم تهیونگ حمله کنین
× بله گفتین ... خوب که چی ؟
+خواستم یادآوری کنم و آدرسو برات میفرستم با افرادت برو
× فقط احساس نمیکنین خطرناکه
+ بیخیال تو راه های سخت تر از اینو هم رفتی
× چشم رئیس ... هرچی شما بگین
+ برات مپ رو میفرستم ...پس فعلا خداحافظ
× خداحافظ
پرش زمانی به ساعت شش
ویو کوک
من از کیم تهیونگ میترسم مطمئن نیستم باید برم یا نه ولی اگه نرم رئیس منو تنبیه میکنه
رسیدیم به یه عمارت بزرگ که توش پر بادیگارد بود
× پشت سرم بیاین
افراد: چشم
ویو تهیونگ
یکی از جاسوسام تو اداره پلیس امروز بهم گفت قراره یکی از اونا که فکر کنم اسمش جئون جونگ کوک بود با زیر دستاش به اینجا حمله کنن ... بیچاره ها دخلشونو در میارم
کوک و افراداش از یه راهی که توش بادیگاردی نبود داخل خونه شدن و یهو دیدن اطرافشون پر بادیگارد و آدمه
(علامت تهیونگ = علامت کوک × )
× اوه به فاخ رفتیم
= خوش اومدی جئون جونگ کوک... دلم برات میسوزه چون میخوای به دست من بمیری آخیی
× به سگات بگو ولم کنن * باداد*
=آروم باش ... بزن
یکی از بادیگاردهای تهیونگ به پشت سر کوک زد و اون بیهوش شد بقیه افراد کوک هم مردن
ویو کوک
آخ سرم آخرین چیزی که یادم میاد اینه که یکی به پشت سرم زد و من بیهوش شدم
= حالت بهتره
× هی ... منو ول کنین وگرنه
= وگرنه چی افرادت که دومتری زیر خاکن رو صدا میزنی یا جی پی اسی که الان تو دست منه زو روشن میکنی
× خیلی کصافتی
= میدونم .... من میتونم تورو بکشم ولی برای مردن زیادی حیفی آخه آدمی به زیبایی تو رو کی میتونه بکشه ها * دستشو زیر چونه کوک میزاره *
× پس میخوای چیکار کنی ؟ شکنجم بدی ؟ * با حالت سوالی *
= شاید .... ولی میتونم ازت استفاده کنم ... امگا
× چ..چی تو رایحه منو از کجا فهمیدی
= وقتی دستاتو بستم ..... تو جفت منی جئون
× امکان نداره ... نه
= بلاخره که شده * صورتشو نزدیک صورت کوک میکنه × برو کنار ....لطفا بهم دس نزن ... خواهش میکنم
= من کاریت ندارم که
× تو میخوای به من تجاوز جنسی کنی
= چی ؟من همچین کاری نمیکنم * با تعجب * تو رو خدمتکارم میکنم ... درسته جفتمی ولی تو منو هیچوقت نمیخوای ...تو میتونی جفتم باشی و مثل فرشته ها زندگی کنی چون خودت فرشته ای ... یا اینکه خدمتکارم باشی و مثل بدبخت ها زندگی کنی
× من جفت نمیخوام .... خدمتکارت میشم
= خود دانی
دستای کوک زو باز میکنه با شوکی که به کوک وارد میشه کوک میفهمه تهیونگ جفتشه * اینجوری جفت خودشون رو پیدا میکنن*
= دنبالم بیا ..... اینجا اتاقته درسته خوب نیست ولی دیگه دیگه
× م...ممنون
= ازم نترس کاریت ندارم
× پدر و مادرم چی میشن ... به رئیسم چی میگین
= میگیم مرده
× اما
= اما نداره همین که گفتم
ویو تهیونگ
کوک واقعا خیلی خوشگل و کیوت بود ولی منو انتخاب نکرد... اون پلیسه پس چرا انقدر مظلومه * اون روشو ندیدی😎 *
( علامت کوک ×علامت آقای جونگهیون + * رئیس کوک)
× الو سلام رئیس
+ سلام کوک
× کاری داشتین
+راستش دیروز بهت گفته بودم راس ساعت شش باید به عمارت کیم تهیونگ حمله کنین
× بله گفتین ... خوب که چی ؟
+خواستم یادآوری کنم و آدرسو برات میفرستم با افرادت برو
× فقط احساس نمیکنین خطرناکه
+ بیخیال تو راه های سخت تر از اینو هم رفتی
× چشم رئیس ... هرچی شما بگین
+ برات مپ رو میفرستم ...پس فعلا خداحافظ
× خداحافظ
پرش زمانی به ساعت شش
ویو کوک
من از کیم تهیونگ میترسم مطمئن نیستم باید برم یا نه ولی اگه نرم رئیس منو تنبیه میکنه
رسیدیم به یه عمارت بزرگ که توش پر بادیگارد بود
× پشت سرم بیاین
افراد: چشم
ویو تهیونگ
یکی از جاسوسام تو اداره پلیس امروز بهم گفت قراره یکی از اونا که فکر کنم اسمش جئون جونگ کوک بود با زیر دستاش به اینجا حمله کنن ... بیچاره ها دخلشونو در میارم
کوک و افراداش از یه راهی که توش بادیگاردی نبود داخل خونه شدن و یهو دیدن اطرافشون پر بادیگارد و آدمه
(علامت تهیونگ = علامت کوک × )
× اوه به فاخ رفتیم
= خوش اومدی جئون جونگ کوک... دلم برات میسوزه چون میخوای به دست من بمیری آخیی
× به سگات بگو ولم کنن * باداد*
=آروم باش ... بزن
یکی از بادیگاردهای تهیونگ به پشت سر کوک زد و اون بیهوش شد بقیه افراد کوک هم مردن
ویو کوک
آخ سرم آخرین چیزی که یادم میاد اینه که یکی به پشت سرم زد و من بیهوش شدم
= حالت بهتره
× هی ... منو ول کنین وگرنه
= وگرنه چی افرادت که دومتری زیر خاکن رو صدا میزنی یا جی پی اسی که الان تو دست منه زو روشن میکنی
× خیلی کصافتی
= میدونم .... من میتونم تورو بکشم ولی برای مردن زیادی حیفی آخه آدمی به زیبایی تو رو کی میتونه بکشه ها * دستشو زیر چونه کوک میزاره *
× پس میخوای چیکار کنی ؟ شکنجم بدی ؟ * با حالت سوالی *
= شاید .... ولی میتونم ازت استفاده کنم ... امگا
× چ..چی تو رایحه منو از کجا فهمیدی
= وقتی دستاتو بستم ..... تو جفت منی جئون
× امکان نداره ... نه
= بلاخره که شده * صورتشو نزدیک صورت کوک میکنه × برو کنار ....لطفا بهم دس نزن ... خواهش میکنم
= من کاریت ندارم که
× تو میخوای به من تجاوز جنسی کنی
= چی ؟من همچین کاری نمیکنم * با تعجب * تو رو خدمتکارم میکنم ... درسته جفتمی ولی تو منو هیچوقت نمیخوای ...تو میتونی جفتم باشی و مثل فرشته ها زندگی کنی چون خودت فرشته ای ... یا اینکه خدمتکارم باشی و مثل بدبخت ها زندگی کنی
× من جفت نمیخوام .... خدمتکارت میشم
= خود دانی
دستای کوک زو باز میکنه با شوکی که به کوک وارد میشه کوک میفهمه تهیونگ جفتشه * اینجوری جفت خودشون رو پیدا میکنن*
= دنبالم بیا ..... اینجا اتاقته درسته خوب نیست ولی دیگه دیگه
× م...ممنون
= ازم نترس کاریت ندارم
× پدر و مادرم چی میشن ... به رئیسم چی میگین
= میگیم مرده
× اما
= اما نداره همین که گفتم
ویو تهیونگ
کوک واقعا خیلی خوشگل و کیوت بود ولی منو انتخاب نکرد... اون پلیسه پس چرا انقدر مظلومه * اون روشو ندیدی😎 *
- ۴۵.۹k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط