My drug

.
.
چشماش بسته نمی‌شد. اتفاقات شب گذشته توی سرش مرور می‌شد؛ کجا رو اشتباه کرده بود که لایق این رفتار بود؟

سردردش چند برابر شده بود، ولی تلاشی برای خوب شدن نمی‌کرد چون می‌دانست با خوردن یه قرص مسکن دردش نه‌تنها کم نمی‌شود، بلکه بدتر هم می‌شود. دوای سردردش فقط یه نفر بود، اما…

اما نه. قلبش نیاز داشت دوباره باهاش حرف بزنه، بغلش کنه و دوباره روی تنش رو احساس کنه. ولی مغزش برعکس، مغزش دیگه ترسیده بود چون دیگه علاقه‌ای به آسیب دیدن نداشت. دوست نداشت برای نگه‌داشتن عشقش غرورش رو بذاره زیر پا.

با ویبره و روشن‌شدن صفحه گوشیش، متوجه دریافت پیامکی از "💗sweetheart" شد و با غم، صفحه چت رو باز کرد.

+سلام… حالت چطوره؟ باز هم سردرد داری؟

مرد انگشتاش رو روی صفحه کیبورد حرکت داد.

-چرا برات مهمه؟ اول قلبمو می‌شکونی و بعد جوری رفتار می‌کنی انگار هیچی نیست.

+جونگین…من معذرت می‌خوام بابت تمام کارام و خب حق داری منو ببخشی…

جونگین قطره‌ای اشک از روی صورتش چکید.

-خیلی دوست دارم، ولی دلمو شکستی… دارم تلاش می‌کنم ببخشمت، ولی…ولی نمیشه

+جونگین، من نمی‌خوام از دستت بدم لطفاً منو ببخش

اشک‌هایش با سرعت بیشتری روی گونه‌هایش جاری شدند.

-هیچ وقت فکر نمی‌کردم به مخدری به نام ات معتاد بشم.

Hyunjin🦢✨

#جونگین
#استری_کیدز
#تک_پارتی
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p46......نینا حرفی نزد.اخمش هنوز سر جاش ب...

بابا یعنی پناه؛ یعنی وقتی همه دنیا روی سرت خراب می‌شه، هنوز ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

ܢܚ... درخواستی𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 چی میشه اگر ا\ت توی بلولاک گم بشه؟!𓆩...

فصل بیست و هفتم: برادری که همه‌چیز را می‌دانستآرون هنوز درست...

( Blue Side )

خودکار ابری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط