برای بابا فصل دو پارت 14

آنیا: قبوله قبول میکنم
دامیان: چی جرعت نکن فهمیدی
آنیا : تو یکی خفه شو برای تو دارم
( هیچی دیگه آنیا رفت پیش آقای جاسپر بود ؟ خیلی وقته ننوشم یادم نی
نشستن حرف زدن )
آنیا : بله جانم می‌خواستین با من حرف بزنین ؟
جاسپر: بله
ببین من رضایت که میدم خب فقط سوالم از تو اینکه دوسش داری ؟
آنیا: این چه حرفیه معلومه که دوسش دارم
(جاسپر مکث کرد و گفت )
باشه برو رضایت میدم

(بچه ببینید ناموسا بیگن یه درصد از چیزی که خودم نوشتم یادم باشه یادم نمیادددد)
دیدگاه ها (۲)

عشقی حقیقی

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

عشقی حقیقی

آوای شب

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

عشقی حقیقی

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

زمرد های صورتی پارت ¹³بکی و امیل رفتن در رو روی آنیا و دامیا...

عشقی حقیقی

Anya x Damian پارت۶۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط