ای کاش زنی که بهش میگم مادر مادر واقعیم بود آره وقتی ۲ سا
ای کاش زنی که بهش میگم مادر مادر واقعیم بود آره وقتی ۲ سالم بود توی تصادف رفت تو کما و بعد یکماه از دنیا رفت پدرم با مادر هاوین ازدواج کرد سوجیان(مادر هاوین) همیشه مراقبم بود برخلاف نا مادری های دیگه کنارم بود بعضی وقتا باهم سر خاک مادرم میریم بعضی وقتا با اون حرف میزنم و خودم و خالی میکنم اون سنگ صبورم اگر نبود من یه آدم افسرده....سرد...خشن....بودم اون با دلداری هاش صحبتاش برام مادری کرد و نذاشت من نتی اخم کنم چه برسه به اینکه آدم خشن بشم....
از فکر و خیال در اومدم به هاوین که در خواب اینه فرشته ها بود زل زدم یه بوسه ای روی پیشونیش گذاشتم و کم کم خوابیدم
از زبان تهیونگ
خواهر خل و چل نشسته برای جونگکوک چلقوز گریه میکنه برای منو بابا هیچ برای اون میمون نشسته عر میزنه دیوونه رفتم دم در اتاقش و در زدم صدایی نشنیدم رفتم داخل زیر پتو بود و صدای هق هق هاش مییومد دختره دیونه نشسته برای جونگکوک آخه من موندم
رفتم رو تخت کنار دراز کشیدم سرشو از زیر پتو آورد بیرون و ن،ام کرد استغفرالله چشاش گود افتاد بس که گریه کرده
ته.خواهر خر من داری برای اون چلقوز گریه میکنی
تهیان.یااا داداش هق دلم براش تنگ میشه
ته.براش؟
تهیان. آ...آره...چییی بخشید براتون
ته.(خنده)خوب بیا بغلم بخواب قشنگم
اومد تو بغلم و گرفت خوابید
صبح از خواب بیدار شدم گربه ی لوس من خودشو توی بغلم جا کرده نگاش کن چطوری چسبیده بهم بعد کوک میگه نبینم نزدیکش شیا گگگ(اداشو دراورد)آخه پسره خل بیا نگاه کن چطوری به من چسبیده به جای ک ب من بگی برو به دوست دختر خل تر از خودت بگو
سریع رفتم بیرون تو اتاقم دوش گرفتم و خودمو برای مراسم امشب آماده کردم(مراسم جانشینی)
از فکر و خیال در اومدم به هاوین که در خواب اینه فرشته ها بود زل زدم یه بوسه ای روی پیشونیش گذاشتم و کم کم خوابیدم
از زبان تهیونگ
خواهر خل و چل نشسته برای جونگکوک چلقوز گریه میکنه برای منو بابا هیچ برای اون میمون نشسته عر میزنه دیوونه رفتم دم در اتاقش و در زدم صدایی نشنیدم رفتم داخل زیر پتو بود و صدای هق هق هاش مییومد دختره دیونه نشسته برای جونگکوک آخه من موندم
رفتم رو تخت کنار دراز کشیدم سرشو از زیر پتو آورد بیرون و ن،ام کرد استغفرالله چشاش گود افتاد بس که گریه کرده
ته.خواهر خر من داری برای اون چلقوز گریه میکنی
تهیان.یااا داداش هق دلم براش تنگ میشه
ته.براش؟
تهیان. آ...آره...چییی بخشید براتون
ته.(خنده)خوب بیا بغلم بخواب قشنگم
اومد تو بغلم و گرفت خوابید
صبح از خواب بیدار شدم گربه ی لوس من خودشو توی بغلم جا کرده نگاش کن چطوری چسبیده بهم بعد کوک میگه نبینم نزدیکش شیا گگگ(اداشو دراورد)آخه پسره خل بیا نگاه کن چطوری به من چسبیده به جای ک ب من بگی برو به دوست دختر خل تر از خودت بگو
سریع رفتم بیرون تو اتاقم دوش گرفتم و خودمو برای مراسم امشب آماده کردم(مراسم جانشینی)
- ۹.۰k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط