P4 .MY GOOD MISTAKE.
لیا داشت برا دخترا تعریف میکرد
؟ مردک گاه
؛ یعنی الان ما باید بریم خونه اونا
! بچه ها اشکال نداره فقط بعد از اینکه رفتیم فیلمارو پس بگیر
. باشه
شب شدو دخترا آماده شدن که برن به خونه جونکوم
رسیدن
(عکس لباساشونو میزارم)
در زند و نامجون درو باز کرد
نامجون: شمایین خوش اومدین
؛ مرسی حالا میکشی کنار
رفتن و نشستن
. خب کارتو میگی آقایی که اسمتم نمیدونم (روبه کوک)
کوک: اسممو نمیخواد بدونی تو بگو ددی
؟ زارررت اخه اسگل شما سگ کی باشین
کوک: هوپی بیا سروقت این نارنجی
جیهوپ: هی نارنجی آروم باش
؟ خفه
! این چرتو پرتا رو ول کنید چرا گفتین بیایم
نامجون: از خودتون پزیرایی کنین
! گفتم چرا گفتین ما بیایم
نامجون: برا آشنا شدن
؛ آلان جدین
تهیونگ: آره کاملا جدی
. ولی ما علاقه ای به آشنا شدن با شما نداریم
کوک: خب ول کنید بیاین بازی کنیم
تهیونگ: چی بازی
؟ جرعت حقیقت
. تاینی من دارم میگم پاشین بریم تو داری میگی جرعت حقیقت بازی کنیم
! ول کن بابا
جیهوپ: پس بیاین بازی کنیم
؛ خب ما که قراره بمونی پس بیاین سرگرم شیم
همه اومدن دور ی میز گرد کوتاه نشستن
کوک: نامی بچرخون
نامجون: میخوای بچرخونی (روبه فلو)
! نه
نامجون چرخوند افتاد رو تاینی و تافی
؛ جرعت یا حقیقت
؟ خودت میدونی جرعت
؛ تو بیو تیک تاکت بزن این رل لیا
. عوضی با من چیکار داری
؟ گذاشتم
تهیونگ: چه از خدا خواسته
خب تاینی چرخوند افداد رو لیا
؟ خب خانم لیا جرعت یا حقیقت
. حقیقت
؟ کیو خیلی دوست داشتی ولی ازش نا امید شدی
. امممممم لوکا
کوک: لوکا کیه
؛ اکسش
. فک نکنم همه چیو باید بگی
لیا چرخوند افداد رو تهیونگ
تهیونگ: جرعت
. بزا بنالم....... ام باید ی دست گل بزرگ بگیری فردا تو مدرسه از یکی خواستگاری کنی
؟ اره این خوبه
تهیونگ: باشه
چرخوند رو فلو اوفتاد
تهیونگ: جرعت یا حقیقت
! حقیقت
تهیونگ: کدوم از ما پسرا خوب تره باید بگی
! این البته اونم چون دهنشو باز نکرده(روبه نامجون)
. نیم ساعت تمومه ما میریم
کوک: زوده
. تو بیا بریم حیاط (روبه کوک)
کوک: چیه
. فیلمارو بده
کوک: نمیدم
. میگم بده
کوک: اول بغلم کن (خمار)
. چرتو پرت نگو
کوک: چرتو پرت نمیگم یا بغلم میکنی یا نمیدم
. اهههه
کوک: سریع بغلش کرد محکم
تو ظهن کوک: وای این چه آرامشه تا حالا تجربش نکرده بودم
. خب بسه
کوک: باشه بیا فردا میبینمت
. میخوام نببنی
تماااااااام
؟ مردک گاه
؛ یعنی الان ما باید بریم خونه اونا
! بچه ها اشکال نداره فقط بعد از اینکه رفتیم فیلمارو پس بگیر
. باشه
شب شدو دخترا آماده شدن که برن به خونه جونکوم
رسیدن
(عکس لباساشونو میزارم)
در زند و نامجون درو باز کرد
نامجون: شمایین خوش اومدین
؛ مرسی حالا میکشی کنار
رفتن و نشستن
. خب کارتو میگی آقایی که اسمتم نمیدونم (روبه کوک)
کوک: اسممو نمیخواد بدونی تو بگو ددی
؟ زارررت اخه اسگل شما سگ کی باشین
کوک: هوپی بیا سروقت این نارنجی
جیهوپ: هی نارنجی آروم باش
؟ خفه
! این چرتو پرتا رو ول کنید چرا گفتین بیایم
نامجون: از خودتون پزیرایی کنین
! گفتم چرا گفتین ما بیایم
نامجون: برا آشنا شدن
؛ آلان جدین
تهیونگ: آره کاملا جدی
. ولی ما علاقه ای به آشنا شدن با شما نداریم
کوک: خب ول کنید بیاین بازی کنیم
تهیونگ: چی بازی
؟ جرعت حقیقت
. تاینی من دارم میگم پاشین بریم تو داری میگی جرعت حقیقت بازی کنیم
! ول کن بابا
جیهوپ: پس بیاین بازی کنیم
؛ خب ما که قراره بمونی پس بیاین سرگرم شیم
همه اومدن دور ی میز گرد کوتاه نشستن
کوک: نامی بچرخون
نامجون: میخوای بچرخونی (روبه فلو)
! نه
نامجون چرخوند افتاد رو تاینی و تافی
؛ جرعت یا حقیقت
؟ خودت میدونی جرعت
؛ تو بیو تیک تاکت بزن این رل لیا
. عوضی با من چیکار داری
؟ گذاشتم
تهیونگ: چه از خدا خواسته
خب تاینی چرخوند افداد رو لیا
؟ خب خانم لیا جرعت یا حقیقت
. حقیقت
؟ کیو خیلی دوست داشتی ولی ازش نا امید شدی
. امممممم لوکا
کوک: لوکا کیه
؛ اکسش
. فک نکنم همه چیو باید بگی
لیا چرخوند افداد رو تهیونگ
تهیونگ: جرعت
. بزا بنالم....... ام باید ی دست گل بزرگ بگیری فردا تو مدرسه از یکی خواستگاری کنی
؟ اره این خوبه
تهیونگ: باشه
چرخوند رو فلو اوفتاد
تهیونگ: جرعت یا حقیقت
! حقیقت
تهیونگ: کدوم از ما پسرا خوب تره باید بگی
! این البته اونم چون دهنشو باز نکرده(روبه نامجون)
. نیم ساعت تمومه ما میریم
کوک: زوده
. تو بیا بریم حیاط (روبه کوک)
کوک: چیه
. فیلمارو بده
کوک: نمیدم
. میگم بده
کوک: اول بغلم کن (خمار)
. چرتو پرت نگو
کوک: چرتو پرت نمیگم یا بغلم میکنی یا نمیدم
. اهههه
کوک: سریع بغلش کرد محکم
تو ظهن کوک: وای این چه آرامشه تا حالا تجربش نکرده بودم
. خب بسه
کوک: باشه بیا فردا میبینمت
. میخوام نببنی
تماااااااام
- ۱۴.۰k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط