{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ده سال بعد...

ده سال بعد...
من یک زن سی ساله ام...

هرروز عصر چشم به راه تو
در آن کافه تاریک می نشینم...

ده سال بعد...
شوقم را گم میکنم میان میزهای کناری...
و خودم را هرروز فال می گیرم در یک فنجان خالی...

ده سال بعد ...
هرروز قد میکشی در من...

من بی فروغ...به یاد چشمانت...

تنها پوزخندی از آدم ها می شود سهمم...

ده سال بعدِ بعد از تو،باز هم هوا سرد است...

باز هم هر شب پنهانی، بوسه هایم را می بخشم به عکسهایت...

ده سال بعد هم وقتی برایت شعر می خوانم...
روزهایم همش بارانیست...

و تو همیشه لبخندِ تلخ، روی این صندلی خالی...

ده سال بعد...

تو از کنارم نرم می روی با یک بیگانه...
آه که ده سال می شود رفته ای از این خانه...

و ده سال می شود که طاقت آوردی دوریم را مردومردانه...

ده سال می شود که رفته ای و من...
با یک بله و چند امضاء...

می بخشم این تن را...

شاید بزایم بچه ای را از این بیگانه...

شاید شراب تلخ بوسه هایش را گم کنم در این خانه...

شاید خودم را برایش بیارایم...
لباس سرخی که دوست داشتی را برای او بپوشانم...

ده سال بعد...

ده سال بعد هردوی ما تو آغوش یکی خوابیم...

من نیمه شب می شوم بیدار درگیر حس تنهایی...

ده سال بعد...
ده سال است که رفته ای و نمیمیرم...

اگر کسی پرسید خوشبختی...به او چه گویم؟!!
بگویم از این خوشبختی بی رحم دلگیرم؟!!...

نه...تکلیف تنهاییم را همین جا روشن کن...
من از اگرها و شایدها بیزارم...

این کافه و آدمهایش ارزانی دلسوخته ها...

من ده سال بعد را، بدون تو نمی خواهم...
.......................
قبلا گذاشته بودم متنو چون دوسش دارم دوباره گذاشتم
دیدگاه ها (۴)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بسم الله الرحمن الرحیم

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط