◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت6) ⸙ ━━━━━━━ ◈

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت6) ⸙ ━━━━━━━ ◈
شهاب: الو ارمان
ارمان: شهاب خل شدی ساعت 8:21
شهاب: زر نزن واست یه ادرس میفرستم خودتو برسون
ارمان: شهاب ارواح جدت من تا ساعت 4 صبح بیدار بودم
شهاب: ارمان بانبول در نیار گفتی باهاتم منم روت حساب کردم
ارامان: حداقل بگو چه قلطی باید بکنم
شهاب: ببین من دارم میرم دنبال شیوا ولی مهرادم اونجاس ممکنه بلایی سرم بیاد بهتره تو بدونی
ارمان: من بدون تو جایی نمیمونم
شهاب: الان عمم ولش کن اصلا بهتره دونفر باشم اها راستی اون دم دسگاتم بیار لازم داریم
ارمان: باشه پس اومدنم یه خرده طول میکشه
شهاب: باشه زود باش
ارمان؛ به کیوان واتوسا(خواهر ارمان) پیام دادم وگفتم من دارم میرم جایی الائم حیاتی مونرو چک کنید
(ن: ارمان یه مخ کامپیو تره و اره دیگه)
میدونستم خوابن ولی پیام دادم وبلخره موقعی که بیدار میشدن نگاه میکردن پیاممو
ارمان؛ ماشینو روشن کردم و رفتم به ادرسی که شهاب برام اس ام اس کرده بود
اینجادیگه کودوم جهنم دره ایه چرا انقد ترسناکه،با دیدن شهاب خشمام امید پیدا کرد وپریدم بغلش
شهاب:مرتیکه 24سالته
اران:چه ربطی داره من در حالت میترسم
اینارو بگیر
شهاب:این چیه دیگه
اران بهش میگن گجت حیات بزار روی گردنت
شهاب:پوف؛میزاره روی گردنش یا همون شاهرگش
شهاب:پوف اینارو ولش الان باید دنبال یه کلبه بگردیم
...(پس از گشتن های زیاد)...
شهاب:این همون رود خونه هس که مهراد گفت توقع نداشتم مث ادم ادرس داده بوده باشه

♡تا پارت بعد به درود ♡
الان کار واجبدارم دوباره تا صبح پارت میدم

𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
دیدگاه ها (۳)

دشمن عزیز من پارت یک

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

فیک تهیونگ

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

به زیباییه مشکی

انتقام یا عشق

رفتار سرد

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

کامبک زدم چه کامبکیم بعد یک سال 😂◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت17) ⸙...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط