پارت ۲۲

گرفتم ولی این زن معلوم نیست چند بار زیره مردا بوده که اینجوری اومده با لبخنده کریهش بهم نگاه میکنه واییییییییییی دلم ا/ت عروسکی رو میخواد( کلافه)
تو تختم غلط خوردم و بعد با اخم به خودم نگاه کردم
_دیوونه شدی اون بچه کسه که تو داری الان بهش فک میکنی ها رفت دیگه هم بر نمیگرده
بی میل از تخت پاشدم و به سمته سالن پذیرایی قدم برداشتم.‌‌‌‌‌.....

(ا/ت ویو):
کارم تو رستوران تموم شده بود خیلی خسته بودم کیفم رو برداشتم و دره رستوران رو بستم برای حقوقه بیشتر مجبور بودم تا آخر وقت کار کنم به سمته سوپر مارکت ته خیابون رفتم و یه کلاب گرفتم و در حال خوردن بودم‌.
ولی چرا من باید تو این سن و موقعیت باردار میشدم من کلی آرزو داشتم برای بزرگیم اما انگار هیچکدومشون قرار نیست به واقعیت تبدیل بشن...

(دو هفته بعد):
از زبان جیمین:
خواب بودم تو این چند وقت
دیدگاه ها (۲)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو میتسویا پارت ۳

ریاکشن پارت ۲

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سناریو مایکی پارت۳

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط