روزگاری را بدون

روزگاری را بدون
عشق سر کردم، نشد
خواستم دیوانه واراز
عشق برگردم، نشد
هیچ کس دلواپسی های
مرا باور نکرد
هیچکس در خاک غربت خیز
همدردم نشد.....j.ss
دیدگاه ها (۱)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

«عشـق در میـان خونـ»پارتـ²ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

چند پارتی

پارت جدید..میگذرد..

سناریو:زخم التیامی/ پارت ۱۲**باکوگو**در زدم. _بیا تودر رو با...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

در دنیای من عشق بی معنی ست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط