زیر سایه جئون

زیر سایه جئون


---

پارت ۵۱ –

سه ماه گذشته بود.
سه ماهی که نه شب داشتم، نه روز.

رایان فکر می‌کرد همه‌چیز طبق نقشه پیش رفته، اما نمی‌دونست قلب من وسط مسیر جا موند، توی دستای کسی که با یه جمله پرتم کرد بیرون.

ـ برگرد به مأموریت، دختر. داری ضعیف می‌شی.

این جمله‌ی رایان بود. ولی من هر شب با عکس JK می‌خوابیدم. هر شب صدای نفس کشیدنش تو گوشم می‌پیچید.

تا اینکه شنیدم…
JK برگشته توی تجارت اسلحه.
سردتر، بی‌رحم‌تر، و با یه زن کنار دستش.

اسمش «هانا» بود.
اما من خوب می‌دونستم… اون نگاهِ خیره و خاموش JK، به هیچ زنی لبخند نمی‌زد.
اون هنوز با من تو گذشته‌اش گیر کرده بود.

رفتم به یکی از مهمونی‌های مافیایی‌اش. با لباس قرمز، موهای باز و رژ لب تیره.

چشمم به چشمش افتاد.
لبخند زد… ولی سرد.
اومد سمتم.
ـ برگشتی؟ برای جاسوسی یا عشق؟

لبم لرزید.
ـ فقط برای نگاهت...

پوزخند زد.
ـ دیر اومدی.

دست زن بغل‌دستی‌شو گرفت.
ـ ببین چه خوب تونستم فراموشت کنم.

نفس‌م بند اومد، ولی عقب نکشیدم.
ـ دروغ بگو، تا خودت باورت شه.

با همون نگاه خیره‌ش، رفت… اما قبلش، درست کنار گوشم زمزمه کرد:
ـ بازی شروع شده، عزیزم. این‌بار نوبت منه که بزنت زمین.


---
دیدگاه ها (۰)

ᴘᴀʀᴛ ۳۴ | یه تغییر کوچیکچند ماه گذشت...آرا بیشتر به زندگی جد...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

𓆩 پارت ۷۱ 𓆪 🖤جیمین با عصبانیت گوشی رو محکم توی دستش گرفت.ـ ا...

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

رمان « دختر کوچولوی من » پارت ۳

خونه‌ی سه شیطونپارت ۶ — نقشه‌ی مشکوکجونگکوک با قیافه‌ای کامل...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

چند پارتی تهیونگ

🖤🏍️ Tokyo Revengers — دختر رئیسقسمت اول: ورود به تومانساعت ۹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط