دلبر کینه ای‌ :)

دلبر کینه ای‌ :)
P2
نگاه شیطنت آمیزی بهم انداخت و لب زد:(ای شیطون روش کراش زدی؟!)
پوکر شدم اخه من روی‌چیه این باید کراش میزدم هر چند جذاب و‌هات‌
هست ولی خوب تایپم نیست‌ برای همین لب زدم:(تایپ‌ایده الم نیست )

به سمتش رفتم و‌لب زدم:(ما داریم میریم سینما میتونی باهامون بیای میخوام برات جبران کنم )

سرد بهم خیره شد و لب زد :(به سینما میام ولی یه سوال خرج هاش هم با خودته؟!)

با چشمام های گرد شده بهش خیره شدم و سوالی نگاش کردم و لب زدم :(خرج هاش؟!دقیقا چه خرجیش ؟!)

جونگکوک:(خرج خوراکی هاش )

چند ثانیه ای به فکر فرو رفتم حتما چیز زیادی نمیخواد بخره پس قبوله بنابراین سری تکون دادم که پوزخندی زد و لب زد :(قبوله)

به سمت ماشین رفتیم و به سمت سینما حرکت کردیم

سوآ:(۵دقیقه دیگه فیلم شروع میشه برید خریداتون رو کنید)

به سمت بوفه سینما رفتیم و منتظر موندم تا جونگکوک خرید کنه وقتی از بوفه خارج شد با چشم های گرد شده بهش خیره شدم و‌لب زدم:(مغازه را جارو‌کردی؟!)

پوزخندی زد و لب زد:(نه من همیشه انقدر برای سینما خرید میکنم مشکلی هست؟!)

لبخندی مصنوعی زدم و لب زدم :(نه ...اصلا مشکلی نیست )

جونگکوک :(متمعنی؟!)

سری تکون دادم و لب زدم :(اره )

پوزخندی زد و لب زد:(بریم الان فیلم شروع میشه راستی اسم فیلمش چی بود؟!)

ا.ت:( لحظه ی اول )

چیزی نگفت این پسره چقدر سرده و خشنه از اخلاقش بدم میاد
دیدگاه ها (۰)

کپشننننننننننن🛐💘عروسک من😈🔞پارت نود موهامو پشت گوشم زدم و به ...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_24 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سرم...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_95اهورا شراب به دست خیره چشم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part66سری تکون دادم و بیحال رفتم سمت یخچالدرش...

{عشق فراموش شده}[P9]+ بله بله درسته. به همین اسمهپیرزن :خب ب...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_12 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄انگ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختر داره ولی یه روز ... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط