{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر:عباسلو

شاعر:عباسلو
سفر بهانه خوبی برای رفتن نیست
نخواه اشک نریزم دلم که آهن نیست

نگو بزرگ شدم گریه کار کوچک هاست
زنی که اشک نریزد قبول کن، زن نیست!

خبر رسیده که جای تو راحت است آنجا
قرار نیست خبرها همیشه… اصلن نیست!

شب است بی تو در این کوچه های بارانی
و پلک پنجره ای در تب پریدن نیست

حسود نیستم اما خودت ببین حتی
چراغ خانه مهتاب بی تو روشن نیست

مرا ببخش اگر گریه می کنم وقتی
نوشته ای که که غزل جای گریه کردن نیست

زنی که فال مرا می گرفت امشب گفت
پرنده فکر عبور است فکر ماندن...


مژگان عباسلو
دیدگاه ها (۲)

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.17کوک:من خیلی احمق بودم..متاسفم*گر...

قسمت ۷

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ³ویو یوناچشم هام رو بستم که یکی ...

برادر ناتنی

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.9 (روایت از زبان ا...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

The Last Shadow

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط