{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی من خروار ها از خاک بود

روی من خروار ها از خاک بود
وای قبر من چه وحشتناک بود
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت سوت و کور و تنگ بود
هرکه آمد پیش حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواندو رفت
دیدگاه ها (۵)

فیک : بین راندها

سناریو تهیونگ

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

فیک : بین راندها

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

p18

**پارت هشتم: شلیکِ مالکیت**عمارت غرق در صدای موسیقی و خنده‌ه...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط