{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My universe P2

My universe P2
( ا.ت )
ک دیدم ته دره با یکی دعوا میگیره رفتم نزدیک تر ک اکسمو دیدم ( اسم اکسش سوجون و اون سوجونی ک‌ فک میکنید منظورم نی )
سوجون : برای چی نزدیکش شدی
ته : چر زر میزنی چته من کاری نکردم
سوجون ی چک میزنه ک لب ته پاره میشه *
رفتم جلو داد زدم : چ گوهی داریی میخورییی
سوجون : عشقم...
خفه شو خفه شووووو چر نمیفهمی ما جدا شدیم هااااااا تمومش کننن ( داد )
دویدم سمت ته و گفتم : ت حالت خوبه ؟ من واقعا متاسقم میبخشیم ؟ ( اروم )
سوجون : برای چی رفتی پیشش و حالشو میپرسی ب درک ک لبش خون میاد ( کمی با داد )
نشنیدی گفتم خفه شووو گممشوو برووو ( داد ) وگرنه ب هراست دانشگاه میگم مزاحمت برام ایجاد میکنی
برگشتم سمت ته و بهش گفتم : متاسفم باهام بیا
بردمش داخل اتاقی ک وسایل های پزشکی بود لبش رو تمیز کردم گفت : بسه نکن نیاز ب معذرت خواهی نیست نباید نزدیکت شم وگرنه خدا میدونه دفعه بعد چیکارمیکنه ( سرد )
متاسفم
ته : گفتم لازم ب عذرخواهی نیست حالام برو
رفتم بیرونو ی گوشه نشستم داشتم روانی میشدم این سوجون ول کن من نیست اخع ب ت چ ما ی ساله جداشدیم قبل اینکه بم خیانت کنی باید فکر اینجاهاشو میکردی عوضی...
شرایط :
23 لایک
5 کامنت
دیدگاه ها (۸)

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط