{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب من ( پارت هفتم )

قلب من ( پارت هفتم )
* ویو ا/ت *
* صبح *
از خواب پاشدم......چشمام تار میدید....بل دستام چشمام رو مالیدم و دیدم خونه نیستم!!!
جیغ بلندی کشیدممم!!!!
کوک : یا ابولفضل.....چه خبرتههههه؟!!!
ا/ت : ( جیغ ) تو کی هستیییییی؟!!!!
کوک : هی هی....آروم باشششش!
ا/ت : چطور آروم باشمممم......!!!؟
کوک: خب نباش....
ا/ت : تو کی هستی؟
کوک : یاااا....دیشب منو میشناختی الان نمیشناسی؟!
ا/ت : هوم.....قیافت آشناست!
کوک : خب ادامه بده....شاید یادت اومد!
ا/ت : دیشب تو بار....
کوک : آهان....
ا/ت : خواستم برم خونه....تو منو رسوندی ولی.....
کوک : ولی....دیدم خوابی دلم نیومد بیدارت کنم آوردم خونه خودم!
ا/ت : تو چیکار کردیییییی؟!!!؟؟؟
کوک : هوفففف.....بخدا منحرف نیستم قصد بدی نداشتم!
ا/ت : خب.....؟
کوک : خب.....میخوای برسونمت خونه خودت؟
ا/ت : نه پس نفرست!
کوک : خیلی خب بابا....جرا انقد جوش اوردی؟!
از تخت پاشدم....
کوک : میخوای یچیزی یخوری بعد بری؟
ا/ت : نه.....نمیخواد!
کوک : باشه.
* چند دقیقه بعد *
کوک منو با ماشین رسوند خونمون.
ا/ت : امممم....میگم.....
کوک : چیه؟
ا/ت :خبببب....تو بیا خونمون بعد بگو دیشب منو بردی خونتون، بعد بگو دوستمی!
کوک : باشه....بیا بریم.
از ماشین پیاده شدیم و منم کلید خونه رو انداختم و وارد شدیم.
ا/ت :هوفففف.....مامان ! بابا!
م/ا : عزیزمممم...‌کجا بودییییی؟!!! ( نگران )
ا/ت : مامان....من چیزه!
م/ا : حالت خوبههههه؟!!!
ا/ت : آره خوبم....
م/ا : وای بچه جون به لبم کزدی اخه چی شد اصن کجا بودی؟!!
ا/ت: راستش.....جونگکوک دیشب منو برد خونشون همین‌....
م/ا : اوووو.....ایشون؟ ( اشاره کرد )
کوک : بله خدمم.....
م/ا : اونوقت ایشون کیه؟
ا/ت : دو....( میخواست بده دوستشه )
کوک : دوس پسرشم!
ا/ت : نهههه.....نیستیییی!
کوک : چی؟!
م/ا : ( شوکه ) چی بگم؟
ا/ت : مامان بخدا داره زر میزنه!
کوک: بیب؟
ا/ت : واتتتتت؟!!
کوک:......
م/ا : ای خدا....ولش کن....
ا/ت : خودم میکشمت....
کوک : ( لبخند )







شرط ندارین✨️
نگا چه ادمین مهربونی داریننننن🗿🤌🏻🌚
دیدگاه ها (۵)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط