{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه وقتی به آنجای قرآن می رسم که می فرماید شما بی عقل ه

همیشه وقتی به آنجای قرآن می رسم که می فرماید شما بی عقل ها که تا خبر دختردار شدن تان به گوش تان می رسید صورت تان از خشم و غضب، سیاه می شد (نحل/58) فکر می کنم خدا خیلی عصبانی شده. همینقدر عصبانی که بردارد عین این قضیه را توی کتابش بیاورد، عین قضیه را به طعنه و کنایه به روی همه وجود جاهلیّت بیاورد. مستقیم؛ که انگار بگوید «هااا..... من که یادم نرفته شما چه جور موجوداتی بودید...». که انگار فرموده باشد «بیخود کردی فکر کردی شرم دارد دختردار شدن. غلط کردی که خجالت کشیدی و عصبانی شدی.»
تازه گاهی کارهایی کرده عجیب و غریب.
محمد بن عبدالله، عزیزکرده اش را دختری داده و گفته «کوثر». دخترش را گذاشته شیرینی دل محمّدش که «جگرگوشه».
اصلاً هرکار کرده که دختر بشود عزیز. بشود بالانشین. بشود رحمت.
که «از سفر که بر می گردید، اوّل دختر را ببوسید» که «اوّل هدیه دختر را بدهید بعد پسر را.» یا که «به دختر بیشتر از پسر هدیه بدهید».

ببین! حسّاس است روی دخترها، بفهم! مهمّی! مهم تری! خواستنی تری تو! بیشتر محبّت دارد! تعارف که نداریم، خودش فرموده «بر دختران مهربان‏تر است تا پسران.» تو این را می فهمی یعنی چه؟!

حالا بگذار هرکه هرچه می خواهد بگوید. گیرم گُل گُلی و رنگی رنگی را کسی نفهمد. گیرم کسی چادر نماز سفید گل دار نفهمد. سبز و فیروزه ای و سفید و سرخ را کسی نفهمد. گیرم اصلاً بگوید خدا خواسته ما دخترها را مثلاً گولمان بزند!! تو بگو اصلاً گول زدن؛ کدام دلی از گول خوردن مهربانانه خوشش نمی آید! دختر یا پسر، کدام بی مزه ای از اینکه دل خدا با دلش مهربان تر باشد ذوق نمی کند؟! کدام دلی است که نمی خواهد آن که دوستش دارد بخاطر دلش هم که شده روبروی جاهل جماعت غیرت کند و تا قیام قیامت پیش روی همه عالم، طعنه اش را با غیض و غیرت توی صورتش بپاشد؟! این ها که دل دختر و پسر ندارد. هرکدامش را هرکه داشت، عاقل اگر بود، دلش قنج می رفت. حالا همه اش مال تو آمده. فقط!

گول زدن نیست جانم. بازی نیست. شیره مالیدن نیست. واقعیت است! اینها فقط گزاره های غبطه آوری است برای آنها که مثل تو نیستند! حالا به نظرت، شکر کنیم لبخند بزنیم که خدا ذوق کند؟! :)

#فاطمه_قلی_پور

□ولادت دخترنبی اکرمﷺ ، همسر #امیرالمومنین_امام_علی_علیه‌السلام #حضرت_فاطمه_سلام‌الله‌علیها
مبارک

#اللهم_صل‌علی_محمد‌و_آل‌محمد_و‌عجل_فرجهم
دیدگاه ها (۲)

پارت دهم نامجون کلافه و از خجالت داغ‌شده، هر دو دستشو کشید ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

فیک تهیونگ درخواستی ادیتورم @karlykarlyتهیونگ : من نگفتم تو ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:11سرمای هوا به صورتش میخورد.زمستان نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط