{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک نویس ( پارت ۱۵ )

فیک نویس ( پارت ۱۵ )
مایل به پارت بعدی؟؟؟

دکتر: وضعیتشون خیلی بده باید سریع به اتاق عمل منتقل شدند و به خانوادشون هم خبر بدین

پرستار: الو سلام شما کای هستین

کای: بله خودم هستم

پرستار: خواهرتون تصادف کرده و الان تو بیمارستان هست بیاین فرم رو پر کنید

کای: چشم سریع میام

جولیا: کای کجا میری ۳ ساعت دیگه پرواز داریم

کای: باید برم بیمارستان

جولیا: پس منم وسایل رو جمع میکنم

کای: باشه

بیمارستان..<_>)()()

پرستار : وضعیت خواهرتون خیلی بده
ولی وضعیت دوستتون خوبه و از خطر نجات پیدا کرده

کای: لطفا کاری کنید که حال دالیا بهتر بشه

پرستار: میتونید برید دوستتون رو ببینید

کای: یقه فیلیکس رو گرفتم

فیلیکس: چیکار میکنی

کای: من دالیا رو بهت سالم سپردم ولی الان روی تخت بیمارستان دراز کشیده

فیلیکس: منم نمیخواستم این جوری بشه ولی یهو حواسم پرت شد

جولیا: کای پروازمون دیر شده بدو بیا بریم

کای: دالیا تو بیمارستان هست من نمیام

جولیا: فیلیکس از دالیا مراقبت میکنه بیا بریم

کای: هییی فیلیکس بهت اعتماد میکنم و دالیا رو بهت میسپرم حواست بهش باشه

فیلیکس: خیالت راحت

جولیا: بدووو بریم

کای: بریم

فرودگاه-_-

جولیا: ناراحت که نشدی

کای: نمی خواستم دالیا رو تنها بزارم ولی بخاطر کار هام باید برم

✈️✈️✈️✈️

مرسی که تا اینجا خوندی🧭🌐 اگر نظرات به ۱۰ برسه پارت بعدی گذاشته میشه🏝
دیدگاه ها (۳۷)

عشق یهویی p5

مربی موتور سوار

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

برادر ناتنی من Part4جنا من پنج سالمه جنی اوه پس دوسال از جون...

عشقی حقیقی

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

محو زیبایی او پارت ۱۴ویو رزا ته نیومد شاید رفته منطقه ممنوعه...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

سلام به دخترای گل!قربونتون برم دلتون برام تنگ شده؟میدونم مید...

پارت دوازدهم یونگی: من خونم بهت میدم ولی اون موقعه میری درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط