{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانوی چادریم ........

بانوی چادریم ........


شک نکن بانو جان
با همین چادر مشکی
گرچه در ظاهر ، تو
جلوه های تن خود پوشاندی
شاید از حس خود آرایی تن بگذشتی
یا به تحقیر و تمسخر
که دوصد دختر همسایه و فامیل نثارت کردند
لحظه ای رنجیدی
شایدم زیر همان چادر معصوم خودت
گریه ای هم کردی
ولی آخر خانوم
توبدان خوب که از هر کس زیبای دگر زیبایی
.
آینه با همه ی پاکی خود
با همه صدق و وفا
صافی خود
رو سیاه است اگر تو
چادرت سر کنی و
روبرویش باشی
.
بانوی چادریم
کوه با آن همه شوکت
با همه هیبت و عزت
تو اگر رد شوی از دیده ی او
از شکوه تو بلرزد
همچو خاشاک شود
.
باحجابم!عسلم
ماه با آن همه زیبایی خود
با همه حس غرورش
گر ببیند تو و آن چادر تو
گویدت ماه تویی ای بانو
از خجالت بشود تیره و تار
.
نازنینم
گل اگر بوی لطیفی دارد
اگر احساس غریبی دارد
یا اگر مست کند حس مسیحایی او
ماه بانو
تو اگر بوی حجابت به گلستان برسد
همه از مستی تو پر پر و شیدا بشوند.
.
افتخار دل من، هستی من
چادرت ارثیه حضرت زهراست گلم
قدر آن را تو بدان
که همین چادر تو
بال پرواز تو باشد سوی دیدار خدا...
قدر آن را تو بدان.
دیدگاه ها (۴)

حتما بخونيد !وقتى پرچم حضرت عباس (ع) را همراه اسراء آوردن تو...

در کلاس عاشقی عباس غوغامیکنددر دل هر عاشقی عباس مأوامیکند،هر...

عشق پاکمن این دنیای فانی را نمیخواهم نمی خواهممن این لذات ان...

# روشنفکر!!! ﻓﻀﺎﭘﯿﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۲ ‌آنیا سعی کرد نگاهش...

مرد بی رحم

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط