{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
sheyban9023
۱۸۸
پسند
از تبار #عشق بود زنی که تار تار گیسوان رهایش در #باد
از تبار
#عشق
بود زنی که تار تار گیسوان رهایش در
#باد
در
#سیاهی
روزهای جوانی اش
#سفید
شده بود
#زنی
که "در سینه اش مترسکی کاشته بود"
و گوش تنهایی اش پر بود از جیغ کلاغ های
#شوم
@d_f
✍
دانلود
۱.۲k
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (
۱
)
دفاع مقدس
عاشقانه های شبنم
وقتی جوانی میگذردوقتی جوانی میگذرددل آدم نازکتر میشود؛ ن...
داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان میتپید» به نویسندگی رز...
سایههای کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغها پرواز کردندباد سرد از ...
part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...
پارت ۵۷یک ماه بعد. باغِ اختصاصیِ عمارت غرق در گلهایِ یاس بو...
((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:14بعد از شکسته شدن شیشه های ک...
پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...
قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین