باز لرزید...

باز لرزید...
تمام جانم ، با او لرزید...

با او که کودکش را
زیر آوار جستجو می کرد
با او که صدای نفس‌های مادرش را
هنوز می‌شنید

با او که
پدر را میان سنگ‌ها
جستجو می‌کرد
تمام روحم؛ جسمم جانم، لرزید...

دوباره آه
دوباره درد...
دوباره بی‌کسی...
دوباره عکس و قاب...
دوباره رنج و درد...دوباره زلزله...
دوباره لرز مرگ... دوباره نام او...

و او
صدای یاخدا
خدای کشورم
آه که چه قدر سخت است...
#تسلیت
دیدگاه ها (۴)

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

.....پارت ششم....

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p97وقتی دوباره سرش را به سمت کای برگردون...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

پارت ۱۴

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

جنگل نفرین شده پارت ۵

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط