Black Cigarette p16

" احسنت بر تو. وای حالا که فکر میکنم منم خیلی کوک رو حرص میدم."Jimin

" بدبخت کوک."Sony

سونی در حال خندیدن بود اما خنده بی صدا. دستی به گونه های خیسش کشید. از خنده گریش گرفته بود.


"اوه من باید کم کم برم...الاناست که آقای دکتر بیاد دم در اتاقم و ببینه من نیستم و...."Sony

" می‌دونم میدونم. با خشم کوک مواجه شدم.
نگران نباش سونی. همه چی درست میشه."Jimin

" ممنون، ممنون بابت همه چی."Sony


" میخوای بغلت کنم؟"Jimin


" البته."Sony

دستان کوچک جیمین سونی را در آغوش گرفت.

"مواظب خودت باش هیونگ. امیدوارم اون مسئله هم هر چه زودتر حل بشه. میدونی که میتونی روم حساب کنی."Sony

" توام همینطور سونی. ببخشید که نمیتونم بیام پیشت."Jimin

"نه بابا مشکلی نیست. این ماجرا هم تموم میشه."Sony

" من برم دیگه." Sony

" باشه. نگران عمل هم نباش. کوک کارش عالیه."Jimin


" چشم. خداحافظ هیونگ."Sony


" فعلاً."Jimin

جیمین دستش را تکان داد و سونی از پله ها پایین رفت و دور شد.


بچه های گلم🌱✨
باید به اطلاع تون برسونم، تو دوره مدرسه پنجشنبه و جمعه ها فیک رو براتون میزارم.
چون گوشی رو تحویل میدم و سرم خیلی شلوغ میشه.
دیدگاه ها (۷)

پارت دوشبویو سونیالان شب شده کوک ظهر رفته ولی هنوز نیومده من...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

دیدار باتو (ادامه پارت ۱)

خب باید ی چیزی بهتون بگم💅《از اونجایی که مدرسه ها چهارشنبه‌ ب...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط