#شهید_مدافع ⤵

#شهید_مدافع ⤵
#امام_علی_علیه_السلام
#غرر_الحکم
#حدیث

مادر گفت:

نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد

گفت:
هرچه تو بگویی. فقط یک سؤال؛ میخواهی پسرت، عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا.

مادر چیزی نگفت و با اشک بدرقه اش کرد....

رفت و شهید شد ...
دیدگاه ها (۱)

مادر گفت: نرو، بماندلم میخواهد پسرم عصای دستم باشدگفت:هرچه ت...

{محکوم به لمس } part ۲ 杂交种پسر سیزده ساله کوچیک با گریه دست ...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

جادویی به نام عشق

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

پرنسس ناخواسته

مادر گفت: نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشدگفت: هرچ...

مادر گفت: نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشدگفت: هرچ...

مادر گفت :نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد گفت :هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط