وقتی باران می بارید p22
عصبی غریدم:
_ اره دوسش دارم خب ک چی...اون شوهر داره میفهمی؟..۵ ساله با پصر عمش ازدواج کرده ، دوس داشتن یا نداشتن من فرقی ب حال اون نمیکنه
راشل سر ب زیر شد:
_ من...من نمیخواستم ناراحتت کنم فقط میخواستم بگم داری زیاده روی میکنی...هم اوضاع رو برای خودت داری سخت میکنی هم برای اون
صداش بغض داشت
پشیمون شدم باهاش تند حرف زدم
حق میدم بهش بفهمه کسی ک دوسش داره عاشق کسه دیگریه
_ شرمنده راشل این روزا اعصابم یکم بهم ریخته ، کنترل صدام گاهی از دستم خارج میشه
لبخند بی جونی زد :
_ من فقط ب فکر خودتم ..چند ساله دوست و همکاریم بدتو نمیخوام
سری تکون دادم...پاشد:
_ یکم بخواب من میرم بیرون
سری ایستادم:
_ بازم ببخشید راشل
_ اشکال نداره پیش میاد
بعد از رفتنش روی مبل لم دادم و پاهامو رو میز گذاشتم
خیلی وقته ک متوجه شدم راشل به من علاقه داره
میتونم عشقو از طرز رفتار و نگاهش بفهمم
ولی اون خیلی صبور و مهربونه....طوری ک میبینه من دلم پیش کس دیگه ایه ولی بازم کنارمه
خودش تا بحال بهم چیزی نگفته و حتی نمیدونه ک من از علاقش به خودم با خبرم .
سرمو روی پشتی مبل گذاشتم و چشم بستم
_ سرهنگ..سرهنگ بیدار شید لطفا
پلکام رو از هم باز کردم :
_ چیه چیشده
سرگرد جئون بود
_ اره دوسش دارم خب ک چی...اون شوهر داره میفهمی؟..۵ ساله با پصر عمش ازدواج کرده ، دوس داشتن یا نداشتن من فرقی ب حال اون نمیکنه
راشل سر ب زیر شد:
_ من...من نمیخواستم ناراحتت کنم فقط میخواستم بگم داری زیاده روی میکنی...هم اوضاع رو برای خودت داری سخت میکنی هم برای اون
صداش بغض داشت
پشیمون شدم باهاش تند حرف زدم
حق میدم بهش بفهمه کسی ک دوسش داره عاشق کسه دیگریه
_ شرمنده راشل این روزا اعصابم یکم بهم ریخته ، کنترل صدام گاهی از دستم خارج میشه
لبخند بی جونی زد :
_ من فقط ب فکر خودتم ..چند ساله دوست و همکاریم بدتو نمیخوام
سری تکون دادم...پاشد:
_ یکم بخواب من میرم بیرون
سری ایستادم:
_ بازم ببخشید راشل
_ اشکال نداره پیش میاد
بعد از رفتنش روی مبل لم دادم و پاهامو رو میز گذاشتم
خیلی وقته ک متوجه شدم راشل به من علاقه داره
میتونم عشقو از طرز رفتار و نگاهش بفهمم
ولی اون خیلی صبور و مهربونه....طوری ک میبینه من دلم پیش کس دیگه ایه ولی بازم کنارمه
خودش تا بحال بهم چیزی نگفته و حتی نمیدونه ک من از علاقش به خودم با خبرم .
سرمو روی پشتی مبل گذاشتم و چشم بستم
_ سرهنگ..سرهنگ بیدار شید لطفا
پلکام رو از هم باز کردم :
_ چیه چیشده
سرگرد جئون بود
- ۱۴.۵k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط