تکپارتی درخواستی

#تکپارتی
موضوع: وقتی دخترشی برای اولین بار پریود میشی

روی تخت دراز کشیده بود مادرش چون با پدرش دعواش شده بود رفته بود هتل الان پدرش خونه پیشش بود داشت نقاشی می کشید که چیزی احساس کرد انگار خی*س شده بود رفت دست شویی خونی بود حدس زد چه اتفاقی افتاده مادرش از قبل راجب این باهاش حرف زده بود الان هم که نوار نداشت رفت اتاق مادر پدرش در کمد مادرش رو باز کرد خوش بختانه نوار پیدا کرد و برای خودش گذاشت رفت پایین تا فیلم ببینه دید پدرش داره فوتبال میبینه انگار نه انگار که زنش گذاشته رفته دختر با تعصب رفت سمت پدرش
کوک: بزنش آره همینه برو توی دروازه افرین به جنب .... اَه پاس بده دیگه
ات: بابا
کوک سرشو بالا آورد با دیدن دخترش لبخندی زد
کوک: چی شده دخترم گرسنه ای؟
دختر کنارش نشست سرشو گذاشت رو سینه ی پدرش
ات: میخوام فیلم ببینم فوتبال بسه
کوک: نچ نچ
ات: پاشو میخوام فیلم ببینم تو هم برو ناز مامانو بکش برام هم شکلات ، بستنی ، دونات، و پاستیل بگیر نوار هم یادت نره
کوک: نوار؟ برای چی؟
ات: خب امروز برای اولین بار پریود شدم
جونگکوک چشم هاش برق زد دخترشو بغل کرد
کوک: مبارکه دختر قشنگم
ات: ممنون بابایی
کوک: گفتم کلافه ای ها پس برای همینه دل درد ، سر درد ، کمر درد چیزی نداری؟
ات: همه ی اینایی که گفتی رو دارم
کوک رفت مسکن برداشت داد به ات
کوک: اینو بخور اینم کیسه آب گرم الانم میرم بیرون خوراکی میخرم
ات: زود بیا ممکنه دردم شدید بشه مامانم بیار
کوک: مامانتو ول کن الان ناز میکنه خودش بعدا میاد
ات: بابا یکم رمانتیک باش برو دست زنتو بگیر بیار میخوای تنهایی ازم مراقبت کنی؟
کوک: من از مراقبت تو این دوره بیشتر سر در میارم تا مامانت نا سلامتی ۲۰ ساله هروقت پریود میشه ازش نگهداری کردم
ات: جوننن عجب شوهری
کوک: ببین چه بابای جنتلمنی داری حالا مامانتو نگاه کن همچین جنتلمنی رو ول کرده رفته
ات: باشه بابا فهمیدیم
ات دلش تیر کشید
ات: آخ دلم وایییی درد داره
کوک دوید سمتش
کوک: روز اوله عادیه میخوای ماساژ بدم؟
ات: اوهوم
کوک سر اتو گذاشت روی سینه هاش و با دستش دل ات رو ماساژ میداد
کوک: بهتری پرنسس؟
ات: اوهوم
کوک : پس من سریع برم بیرون بیام مراقب خودت باش
کوک رفت و بعد چند دقیقه با یک کیسه اومد داخل پیتزا گرفته بود به علاوه خوراکی به علاوه نوار بهداشتی
کوک: بیا خانم کوچولو ناهار بخوریم
پیتزا رو گذاشت روی میز کتش رو در آورد
ات: ممنونم
اون شب پدر دختری فیلم دیدن خوراکی خوردن چون ات هورمون هاش به هم ریخته بود هی غر میزد و جونگکوک اداشو در میاورد (طوطی در قالب خرگوش🤣) و ات درد داشت جونگکوک به خوبی ازش مراقبت کرد و پدر دختری پیش هم خوابیدن
پایان💆‍♀️☕
دیدگاه ها (۱۲)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

پارت ۱۹۵

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

چندپارتی جونگ کوک

{عشق بی پایان}پارت:۳ات بغض کرد+چرا میخندی؟(بغض)_ببخشید برو ا...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط