Vagty ashege ye dokhtare nabina mishee ♡ p2

برگشتم خونه کل روز به این فکر میکردم ک چه جوری دوباره ببینمش شاید اگه دوباره برم همون پارکی ک بهم برخورد کردیم ببینمش. با همین فکرا خوابم برد.
صبح زود بلند شدم و رفتم پارک دیروزی، روی نیمکت نشستم ب امید اینکه دوباره بتونم ببینمش.
(پرش زمان)
الان نیم ساعته اینجام ولی خبری ازش نیست. ناامید بلندشدم برم ک...
*ا.ت*
امروزم اومدم پارک ک قدم بزنم پسری ک دیروز بهم کمک کرد بنظر خوب و مهربون بود. داشتم راه میرفتم ک یکی با دوچرخه از کنارم رد شد و خوردم زمین،زانوم میسوخت پس احتمال دادم ک زخم شده دنبال عصام بودم ک یکی از بازوم گرفت و بلندم کرد.
_:حالت خوبه؟ چیزیت ک نشد؟
+:من خوبم میشه لطفا عصامو بهم بدین
_: باش....بیا (عصا رو داد بهش)
تشکر کردم و خواستم برم ک درد پام مانعم شد.
*کوک*
کمکش کردم و ازم تشکر کرد ،ینی منو نشناخت؟
هنوز چند قدم هم بر نداشته بود ک دیدم داره میوفته گرفتمشک دیدم زانوش زخم شده و خون میاد بغلش کردم بردم نشوندمش رو نیمکت
_:همینجا باش الان برمیگردم
+:(به نشونه باشه سر تکون میده)
رفتم از سوپرمارکت کنار پارک چسب زخم و بتادین خریدم.
یه ذره از بتادین رو روی دستمال ریختم و اروم رو زخمش زدم ک پاشو جمع کرد
+:میسوزه
_: میدونم یکم تحمل کن باید زخمتو ضد عفونی کنم
چسبو برداشتم و زدم رو زخمش
_:خوب تموم شد
+:مرسی ولی چ قدر صدات برام آشناست
_:از گفتی من کیم
+: اووممم.. اهااا تو همون پسر دیروزی هستی ک بهم کمک کرد و البته الانم باز بهم کمک کردی
_: آفرین
یکم باهام حرف زدیم ک بلند شد.
+:خوب من دیگ باید برم خونه بازم ممنون
_:خواهش میکنم،میخوای برسونمت؟ انگا پات هنوز درد میکنه
+:بیشتر ازاین بهت زحمت نمیدم
_:ن بابا چ زحمتی میرسونمت
بغلش کردم و بردمش سمت ماشین گذاشتمش رو صندلی و کمربندشو بستم، با اینکه خونشو بلد بودم ولی ازش آدرس خونه رو پرسیدم.
(پرش زمان)
+:ممنون ک منو رسوندی
_:خواهش میکنم کاری نکردم
کمکش کردم و در ماشینو براش باز کردم.
+:راستی اسمت چیه؟
_:جانگکوک، اسم تو چیه؟
+:اسم من ا.ته
_:چ اسم قشنگی داری
+:ممنون 😊اسم توهم قشنگه
_:(بچم سرخ شد 😂) میشه شمارتو داشته باشم ک باهم در ارتباط باشیم؟
+:اره چرا ک نه
_:ممنون،مواظب خودت باش خداحافظ
+:توهم همینطور خداحافظ
وایسادم بره داخل و در و ببنده. منم رفتم خونم چون فردا تمرین داشتیم زود خوابیدم.
#jung_kook
#bts
#وانشات
دیدگاه ها (۰)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_5 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄بی ه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان عشق ممنوع

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

ادامه پارت (۱۴)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط