روی دستش پسرش رفت، ولی قولش نه*نیزه ها تا جگرش رفت، ولی ق

روی دستش پسرش رفت، ولی قولش نه*نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه#این چه خورشید غریبی ست که با حال نزار*پای نعش قمرش رفت، ولی قولش نه#شیرمردی که در آن واقعه 72 بار*دست غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه#هر طرف می نگری، نام حسین است و حسین.*ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه...
دیدگاه ها (۵)

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

### پارت هفتم: «سایه‌ی تردید در راهروهای سفید»راهروهای اداره...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دوم: پناهگاه تاریکبوی عود...

Fifteen

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

چندپارتی تهیونگ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

#pain#P¹¹⁰#Season²لباساش شامل یک پیراهن سفید بود که دو تا دک...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط