چرا منو اوردی... پارت ۵

نمیتونی از دستم فرار کنی + تو از من چی میخوای مگه من چیکارت کردم هاا ولم کن _ تو از فرشته های آسمون و ماه هستی تو تنها راه.... چرا من باید به تو بگم از اونجا رفت که رو بدنم جای چنگ ایجاد شد بدنم یخ شده بود +آیی کی اینجاست که وقتی چشمام بستم یه چیزایی سفید مثل روح دیدم ترسیدم داشتن به من دست میزدن روی بدنم زخم ایجاد میکردن +ولم کنید خواهش میکنم آییی دوباره چشمام بستم خیلی ترسناک بودن یکی شون گفت ما تبعید شده هستیم خیلی رنج میبریم + اگه من رنج تون کم کنم میتونید بهم یه چیزایی که من میخوام بگید بیرون بیا از افکارت داره میاد.....
هاهاهاهاها
لایک=۲٠
کامنت=۷

ازتون یه چیز خواستم عمل کنید دیگه...


ببخشید که کمه چون پارتاش کمه
دیدگاه ها (۰)

دیو و دلبر پارت ۱۳ با لبخند گرمی رفتش بیرون گوشی در دستم  بو...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

رمان عشق ممنوع

سناریو ایزانا

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

پارت۴۶

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

Like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇13ویو نامجون: روز امتحان: روز امتحان...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط