غسال جوانی را می شست
غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می کند
بش گفتم چی شده تو که روزی صد تا رو غسل میکنی!!!
روی بازوی جوان رو نشونم داد
نوشتہ بود
برام گریه کن غســـــال...
مآدر ندارم
فقط بانازبشور..............
بدون نازکش قدکشیدم
دیدم زار زار گریه می کند
بش گفتم چی شده تو که روزی صد تا رو غسل میکنی!!!
روی بازوی جوان رو نشونم داد
نوشتہ بود
برام گریه کن غســـــال...
مآدر ندارم
فقط بانازبشور..............
بدون نازکش قدکشیدم
- ۱.۱k
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط