{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید

اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید
 
تاهمه بدانند سیاه بخت بودم
 
بر روی سینه ام تکیه یخی بگذارید
 
تا بجای معشوقم برایم گریه کند
 
چشمانم را باز بگذارید
 
تاهمه بدانند
 
 چشم انتظار معشوقم بودم
 
و آخرین خواسته من از شما
 
اینکه دستانم را ببندید
 
تا همه بدانند
 
خواستم ولی نتوانستم
دیدگاه ها (۲)

یه سوالچرا وقتی یه نفر رو “هلو” خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه...

.

نه سنگم تا قیامت بد بمانمنه بارانم که پشت سد بمانمنمی دانم چ...

این من هستم که وفادار خواهم مانداین تو هستی که تنها بی وفایی...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 133 End ・⁠]⁠ᕗنگام ازم گرفت و...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chpter : ²part : ⁸سرم را پایین آوردم و...

part : 3همه چیز عادی بود تا اینکه .... صدای اطراف مبهم شددیگ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط