#آفتاب_در_حجاب

#آفتاب_در_حجاب
#قسمت_سیزدهم


💠 وقتی پیشانی اش را می بوسی، لب هایت از داغی پیشانی اش می سوزد.

🔷 جزای بوسه ات تبسم درد آلودی است که بر لب های داغمه بسته اش می نشیند.

🔷 همچنان که او را در بغل داری و چشم از او بر نمی داری، به سمت تنها خیمه ی سلامت مانده حرکت می کنی. یال خیمه را به زحمت کنار می زنی و او را در کنار خیمه ی بی اثاث می خوابانی.

🔷 اکنون نوبت زن ها و بچه هاست. باید پیش از تاریکی هوا، این تسبیح عزیز از هم گسسته ات را دانه دانه از پهنه بیابان برچینی.

🔷 عطش، حتی حدقه چشم هایت را به خشکی کشانده‌. نه تابی در تن مانده و نی آبی در بدن. اما همچنان باید بدوی. باید تا یافتن تمامی بچه ها راه بروی و تا رسیدگی به تک تکشان ایستاده بمانی.

🔷 تو اگر بیفتی، پرچم کربلا فرو می افتد و تو اگر بشکنی، پیام عاشورا می شکند.



💠 پس ایستاده بمان و کار را به انجام برسان که کربلا را استقامت تو معنا می کند و استواری توست که به عاشورا رنگ‌ جاودانگی می زند.

🔷 راه رفتن با روح، ایستادن با جسم، دویدن با روان، استقامت با جان و ادامه ی حیات با ایمان کاری است که تنها از تو بر می آید.

🔷 پس ایستاده بمان و سپاهت را به سامان برسان و زمین و آسمان را از این بی سر و سامانی برهان.

🔷 پیش از هر کار باید سکینه را پیدا کنی. سکینه اگر باشد، هم آرامش دل است و هم یاور حل مشکل.

🔷 شاید آن کسی که زانو بر زمین زده و دو کودک را با دو بال در آغوش گرفته و سرهایشان را به سینه چسبانده، سکینه باشد.

#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
دیدگاه ها (۱)

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

تصادف با ماشین باجی.

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_40فصل هفدهم | ک...

اتاقی که وجود نداشت(part6)صبح روز بعد، ا/ت دوباره به اتاق سو...

**پارت ۳۴**سکوتِ سنگینِ اتاق فقط با صدای نفس‌های تند و هجومی...

پارت هجدهم«ساعتی که نباید از دست می‌رفت» 🕰️عکس هنوز میان انگ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط