p2
با صدای الارم گوشی ساعت هفت بیدار شدم
ات: هومممم... واییییی دیرم شد
ات سریع بلند شد و از کمد لبلس هاش چندتا لباس خوشگل برداشت و تند تند پوشید که چون لاغر بود خیلی بهش میومد و بانمکش کرده بود(اسلاید 2)و سریع نون و پنیر خورد و زفت سریع یک میکاپ خیلی نرم و خوشگل و ساده کرد(اسلاید 1)و سریع اسنپ گرفت رفت کمپانی
داخل کمپانی
ات: تق تق(مثلا در زد)
(پی دی نیم رو پ مینویسم)
پ: بیا تو
ات: سلام...
پ: سلام... مین ات؟
ات: بله درسته...
پ: برای سر اشپزی اومده بودید؟
ات: بله
پ: سابقه ی کاری؟
ات: داخل بهترین رستوران کل کره ی جنوبی 10 سال اسپز بودم و 15 تا جایزه ی بهترین سر اشپز رو دارم...
پ: خب... سن؟
ات: 24 سالمه...
پ:یعنی از 14 سالگی شروع به کار کردی؟
ات؛: من توی 10 سالگی خانوادم رهام کردن و خرج خودم رو خودم در اوردم و از 11 سالگی اموزش دیدم و 14 سالم شد شروع به کار کردم...
پ: خوبه... از امروز کارتون شروع میشه... یک لحظه وایستید... خانم کیم(داد)
(خانم کیم رو خ ک مینویسم)
خ ک: بله اقا؟
پ: اعضا رو صدا کن تا با سر اشپز جدید معرفیشون کنم...
ات: ببخشید... اعضا.... منظورتون بنگتن اون بوی گروپ بزرگه؟
پ: اره... به هر حال شما اشپز اونایی...
ات:(تو دلش) ععععع... المزکتلزلکناکزکهراگنرگز... خداااااا یا شکرتتتتت
خ ک: اقا اعضا تشریف اوردن
اعضا یکی یکی با دکپایی و شلوارک و تاپ اومدن داخل و جونگکوک هم مسواک تو دهنش بود و نیمه خواب بود (مرد های تیلیاردر واقعی👍)
ات تا اعضا رو دید سریع بلند شد و تا کمر خم شد و احترام گذاشت و سلام کرد ولی تو دلش داشت از خنده پاره میشد به خاطر این استایل اعضا...
ات: سلام... من مین اتم... اشپز جدیدتون...
جونگکوک: هیونگ... اشپز چیه دیگه؟
نامجون: ها؟ کسی که غذا درست میکنه..
تهیونگ: مگه جین هیونگ نبود؟
(بچه ها همه ی اعضا با خمیازه و حالت خواب و بی حوصله جواب میدن)
پ:..... واقعا که... با این سر و وضع اومدین کمپانی؟
جیهوپ: از خداتم باشه مرتیکه...
پ: من کمپانیتونمممممم
شوگا: به کیییی...
جین: دختر اینجاست ببند
شوگا: منظورم کیف بود...
ات: خببب.... غذا ی امروز چی میخواید درست کنم براتون؟
جیمین: من کیمباب میخوام
جونگکوک: منم
نامجون: منم خیلی هوس کردم..
تهیونگ: اره موافقم
جیهوپ: اره.. اما تند باشه
جین: منم کیمباب میخوام.. دست پختت خوبه دیگه
شوگا: من نظری ندارم...
ات: چشم کیمباب درست میکنم براتون.... اشپز خونه کجاست؟
پ: خانم کیم همراهیش کنین
خ ک: چشم... بفرما از این طرف.. تو اتاق اعضائه...
ات: اتاق اعضا؟
خ ک: انتظار نداری که اشپز خونه ی جدا بدن بهت؟
ات: نه... بریم
اعضا و خانم کیم و ات رفتن خونه ی اعضا و خانم کیم در رو باز کرد دید خونه ترکیده...
خ ک: این چه وضعه خونست؟ چرا شبیه زباله دونیه؟
جیهوپ: چون بیداذمون کردید و یک دفعه گفتید همچین خانوم داف...(جین زد به پاش) یعنی محترمی میاد پیشمون و اشپزمونه...
خ ک: بدویین تمیز کنید...
ات: ولشون کنید.. من مرتب میکنم
تهیونگ: مرسی نونا...
ات: نونا؟
نامجون: اوهوم...
خ ک: این لباسته(اسلاید 3)موقع اشپزی از این استفاده کن
ات: چشم.. ممنونم...
خ ک: راستی.. موقع کار اهنگ خوندن و رقصیدن و ایجاد صدا ممنوعه...
جیمین: نظرت چیه نفسم نکشه؟
خ ک: پارک جیمین...
جیمین: باشه بابا...
خانم کیم رفت و ات لباسش رو پوشید و خیلی خوشگل شده بود و شروع کرد غذا درست کردن...
ادامه دارد...
ات: هومممم... واییییی دیرم شد
ات سریع بلند شد و از کمد لبلس هاش چندتا لباس خوشگل برداشت و تند تند پوشید که چون لاغر بود خیلی بهش میومد و بانمکش کرده بود(اسلاید 2)و سریع نون و پنیر خورد و زفت سریع یک میکاپ خیلی نرم و خوشگل و ساده کرد(اسلاید 1)و سریع اسنپ گرفت رفت کمپانی
داخل کمپانی
ات: تق تق(مثلا در زد)
(پی دی نیم رو پ مینویسم)
پ: بیا تو
ات: سلام...
پ: سلام... مین ات؟
ات: بله درسته...
پ: برای سر اشپزی اومده بودید؟
ات: بله
پ: سابقه ی کاری؟
ات: داخل بهترین رستوران کل کره ی جنوبی 10 سال اسپز بودم و 15 تا جایزه ی بهترین سر اشپز رو دارم...
پ: خب... سن؟
ات: 24 سالمه...
پ:یعنی از 14 سالگی شروع به کار کردی؟
ات؛: من توی 10 سالگی خانوادم رهام کردن و خرج خودم رو خودم در اوردم و از 11 سالگی اموزش دیدم و 14 سالم شد شروع به کار کردم...
پ: خوبه... از امروز کارتون شروع میشه... یک لحظه وایستید... خانم کیم(داد)
(خانم کیم رو خ ک مینویسم)
خ ک: بله اقا؟
پ: اعضا رو صدا کن تا با سر اشپز جدید معرفیشون کنم...
ات: ببخشید... اعضا.... منظورتون بنگتن اون بوی گروپ بزرگه؟
پ: اره... به هر حال شما اشپز اونایی...
ات:(تو دلش) ععععع... المزکتلزلکناکزکهراگنرگز... خداااااا یا شکرتتتتت
خ ک: اقا اعضا تشریف اوردن
اعضا یکی یکی با دکپایی و شلوارک و تاپ اومدن داخل و جونگکوک هم مسواک تو دهنش بود و نیمه خواب بود (مرد های تیلیاردر واقعی👍)
ات تا اعضا رو دید سریع بلند شد و تا کمر خم شد و احترام گذاشت و سلام کرد ولی تو دلش داشت از خنده پاره میشد به خاطر این استایل اعضا...
ات: سلام... من مین اتم... اشپز جدیدتون...
جونگکوک: هیونگ... اشپز چیه دیگه؟
نامجون: ها؟ کسی که غذا درست میکنه..
تهیونگ: مگه جین هیونگ نبود؟
(بچه ها همه ی اعضا با خمیازه و حالت خواب و بی حوصله جواب میدن)
پ:..... واقعا که... با این سر و وضع اومدین کمپانی؟
جیهوپ: از خداتم باشه مرتیکه...
پ: من کمپانیتونمممممم
شوگا: به کیییی...
جین: دختر اینجاست ببند
شوگا: منظورم کیف بود...
ات: خببب.... غذا ی امروز چی میخواید درست کنم براتون؟
جیمین: من کیمباب میخوام
جونگکوک: منم
نامجون: منم خیلی هوس کردم..
تهیونگ: اره موافقم
جیهوپ: اره.. اما تند باشه
جین: منم کیمباب میخوام.. دست پختت خوبه دیگه
شوگا: من نظری ندارم...
ات: چشم کیمباب درست میکنم براتون.... اشپز خونه کجاست؟
پ: خانم کیم همراهیش کنین
خ ک: چشم... بفرما از این طرف.. تو اتاق اعضائه...
ات: اتاق اعضا؟
خ ک: انتظار نداری که اشپز خونه ی جدا بدن بهت؟
ات: نه... بریم
اعضا و خانم کیم و ات رفتن خونه ی اعضا و خانم کیم در رو باز کرد دید خونه ترکیده...
خ ک: این چه وضعه خونست؟ چرا شبیه زباله دونیه؟
جیهوپ: چون بیداذمون کردید و یک دفعه گفتید همچین خانوم داف...(جین زد به پاش) یعنی محترمی میاد پیشمون و اشپزمونه...
خ ک: بدویین تمیز کنید...
ات: ولشون کنید.. من مرتب میکنم
تهیونگ: مرسی نونا...
ات: نونا؟
نامجون: اوهوم...
خ ک: این لباسته(اسلاید 3)موقع اشپزی از این استفاده کن
ات: چشم.. ممنونم...
خ ک: راستی.. موقع کار اهنگ خوندن و رقصیدن و ایجاد صدا ممنوعه...
جیمین: نظرت چیه نفسم نکشه؟
خ ک: پارک جیمین...
جیمین: باشه بابا...
خانم کیم رفت و ات لباسش رو پوشید و خیلی خوشگل شده بود و شروع کرد غذا درست کردن...
ادامه دارد...
- ۴.۱k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط