بیگانه قسمت۱۴پارت ۳

#=من کاری با تهیون ندارم من جونگی ازت میگرم اون تهیون فقط یه اسمه ، شخصی که تو داری بهش میگی تهیون دختر من جونگیه، تو تاوان دزدیده شدنشو پس میدی
&=😏😏😏زیاد دنبالش نگرد پیداش نمیکنی
#=میبینیم
&=درضمن من از مهره سوخته هام یه جور دیگه استفاده میکنم برام مثل ظرف یک بار. مصرف نیستن
#=اشتباهات همی جاست از یه ظرف یک بار مصرف نمیشه دو بار استفاده کرد آقای کیم
و جونگ کوک رفت سوار ماشین شد رفتن
تو ماشین
!=جونگ کوک بهش فک نکن جونگی پیدا میکنیم
#=فک کنم بدونم کجاست
¥=واقعا
#=اره ،فقط یه ذره زمان میخوام تا بفهمم دقیقا کجا بردتش رز که نفهمیده
!=متاسفم ،رز بوده که رفته تو اتاق جونگی و دیده نیستتش😁😂
#=ای وای
¥=😐😐😐😐
:)=تهیونگ از اول همین نقشه ش بود اینکه رز سر به بیابون بزنه
فک کنم انتقام های از کارهایی که باهاش کردی و الان میخواد جبران کنه
#=که با این کارش قطع به یقین سر به بیابون میزنه
رسیدیم عمارت
جونگ کوک رفت پیش رز
#=رز ...رز
π=کوک🥺
#=نگران نباش بیب پیداش میکنیم
π=کوک چه جوری
#=نگران نباش مطمین باش پیداش میکنم
π=🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
#=ولی ر ز میخوام یه چی بگم
π=بگو
#=ببین باید بتونی از اون دلبکنی که اگه مثل همین امروز یه روز تهیونگ بخواد جونگی ازت بگیره تو باید دووم بیاری
π=😐🥺منظورت چیه
#=منظورم اینکه اون نقطه ضعفت بلده و با این کار میخواد هم تورو و هم منو بچزونه پس الان که پاتو از این اتاق گذاشتی بیرون شبیه ادم های که هیچی چیزی براشون مهم نیست رفتار کن درست مثل یک مافیا 😉🙂
π=یعنی جاسوس اش هنو اینجان
#=شاید ولی مطمئن باش من جونگی پیدا میکنم بیب باشه
π=🥺🙂باشه
#=پس قرار مون رو یادت نره
π=🥺😁
π=کوک
#=ن
π=می‌دونی که همون قدر که جونگی برام مهم تو هم مهمی😉😁
#=می‌دونم بیب🥺😉
از اتاق آمدم بیرون
¥=جونگ کوک
&=بله،هیونگ
¥=ردشون زدیم
&=واقعا یعنی همون جایی ن که من حدس میزدم
¥= اره
&=پس بریم
¥=بهتره تو نیای داداش
&=یعنی چی
¥=خودمون گوششو میپیچونی تا دیگه از این کارا نکن😂
&=✨😂باشه
از زبان جی خود رفتیم دنبال جونگی کار خیلی سختی بود تهیونگ اون فرستاد بود تو یه ویلا کنار دریا تو بوسان خیلی بزرگ پر ندیمه و بادیگارد
خوب مثل این فیلما واقعا شبیه یه فیلم شده بود وارد هر جایی می شد فقط با تفنگون سرشون می ترکوندیم رسیدیم به اتاق جونگی جیمین رفت تو
علامت جونگی ۸
۸=داعی 🥺
:)=جونگی ،اه
جونگی خیلی بچه ست و نمی تونست حرف بزنه فقط بعضی از کلمات مثل دایی و مامان و.....
وفقط گریه میکرد
۸=😭😭🥺🥺😭🥺🥺😭🥺😭🥺😭🥺😭🥺🥺😭
:)=بس کن دیگه اگه تو گریه کنی دایی تم گریه ش میگیره
۸=😭😭😭😭😭😭
:)=اه، باشه
هوسوک
¥=اما داداش اون بچه ست
:)=مجبوریم ساکتش کنیم از اینجا ببریمش بیرون
¥=باشه
۸=😭🥺😑😐😓😞😕🤐😴😴😴😴😴😴😴😴😴

:)=بریم
¥=اوکی

رفتیم رسیدیم عمارت جونگ کوک ورز تو حیاط بودن وقتی جونگی آوردیم رز هیچ عکس‌العملی نشون نداد
ندیمه ها جونگیی بردن تو اتاقش
ما پنج تا تو اتاق بودیم
¥= رز میتونم یه سوال ازت بپرسم
#=😑😒🤨🤨🤨🧐خو
¥=پدر مادر لی دام چطوری مردن
π=این یه رازه نمی تونم بگم
#=بیب
π=😑نمی تونم بگم
¥=اونا مامور مخفی بودن و...........
π=🤨😑 اره شما از کجا میدونید
¥=😏😏ما اینی م دیگه
#=یعنی هوسوک مامان بابای لی دام توسط....
¥=اره داداش
π=به منم بگید دیگه چی شده
#=مامان بابای لی دام توسط تهیونگ کشتهش دن
π=🤨😑😑😑😟😧🤯
#=😂😂😂چته
π=😲🤯
#=می‌دونی وقتی تعجب می‌کنی خیلی کیوت میشی
π=😂😐
:)=😑😑😑😑
بریم بالا
π=باشه شما برید من با جیمین یه کاری دارم 🥺
#=🤨🤨
#=خوب باشه ما میرم فقط سریع بیا
π=اوکی ، باشه
دیدگاه ها (۱)

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

اجبار به بدبختی پارت ۲۹

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶³ویو: اتوقتی برگشتم بالا، دیدم کو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط