{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک: حتماً با این لباس نه ؟

کوک: حتماً با این لباس نه ؟

آت:مشکلی نمی بینم توی لباسم

کوک:اره فکر نمیکنی خیلی بازه

(همون لحظه آت رفت بیرون و کوک برای اینکه پسرش شده بود آت رو ول کرد و رفت)
(علامت آت ،ت علامت کوک،ک)

ویو ت

یه مرده داره تعقیبم می‌کنه و ته این کوچه بن بست کجا دارم میرممممممممممم یاااااااااااششششش


ت،چیه چرت دنبالم اوفتادی
م،میخوامت
ت،چی خفه شو
م(شلوارشو کشید پایین)

ت، مرتیکه نکبت برو

م،نمیشه می‌خوامت


ت،کوووووووککککککککک تروخدا بیا

همون لحظه کوک اومد و وارد ماجرا شد مرده رو تا حدی که میخورد کتک زد و آت کوک بغل کرد

کو،خوبی
ت، اره به موقه رسیدی🥺
کو، بریم خونه
ت،اره بریم


داشتن میرفتم که کوک حواسش پرت شد و رفتیم تو یه درخت

















شرط برای پارت بعد

لایک۵
کامنت ۴
دیدگاه ها (۶)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

چند پارتی درخواستی

چندپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

پارت ۱۹۶

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

P.3 | وقتی یهو....(کوک ماشین رو جلوی خونه‌ی مامانش پارک کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط