{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

God fathet

God fathet
p10
ات:کوکیا لطفااااا(گریه
کوک:بلاخرع باید برا خودم شی
ات:ن....نههه.نن...نکننن کوکککک
جیغغغغغ

ویو صبح
ات:با دل درد بدی بیدار شدم زدم زیر گریه
کوک:ات چیشده خوبی
ات:گریه شدید
کوک:نشست و دستشو گذاشت رو شونه ات
کوک:ات خوبی(نگران
ات:.د.....د....ل...دلم(گریه شدید
کوک:درد داری؟(نگران
ات:بدون توجه بهش لباسو با هزار بد بختی پوشیدم دستمو گذاشتم قد دیوار تا بتونم حرکت کنم بزور چند قدم برداشتم که رسیدم به راه پله ها قدم اولو گذاشتم قدم دوم پام سر خورد از پله ها افتادم پایین
کوک:ات؟توبودی؟صدای چیبود؟(تو اتاقه و نمیدونه ات افتاده
ات:جیغغغغ گریخ
نامجون،:ات خوبی ات منو نگاه کن ات ات اتتتت
ات:داره از حال میره
نامجون:دو سیلی به صورت ات زد تا نخابه و چشماش رو نبده
کوک:اتتتتت(گریه
ات:از حوش رفت
نامجون:کوک خیلی بی ادبیااااا(ات رو گرفته تو بغلش
کوک:ات(گریه
اتتتتتت(گریه شدید
نامجون :فقط از حال رفته خوببببب
کوک:اخه زنمه نگرانش میشم خوب(گریه
تهیونگ؛از کی شده زنت
کوک:از دیشب که پ.ردشو زدم


نیم ساعت بعد
ات:کوک حال تهوع دارم(بهوش اومده
کوک:چرا؟
ات:بیبی چک داریم
کوک:ارع
ات:بهم میدیش
کوک:اهوم
ات:مرسی
ات:تست دادم که چشمم به بیبی چک افتاد ا‌....ون....

فالور:۱۳۷
دیدگاه ها (۴)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

#in_your_eyespart_۹۹ویو کایلااز همون صبح تصمیممو گرفته بودم....

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³¹ویو: ات (بعد ازدواج)درِ ماشین که...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

دوست دختر کوچولوی من

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط