◝ تیمــــآرم کــن . . ◟
◝ تیمــــآرم کــن . . ◟
- #ParT_25 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
" از زبان #لینا"
دست و پاهام بدجور میلرزید..
به سختی نفس میکشیدم و حالم دگرگون بود
یعنی جونگکوک بهم دروغ گفت؟!
دیگه نمیفهمیدم چی راسته چی غلط..
جونگکوک گفته بود مقصر این وضعیتش فقط و فقط خودخواهی تهیونگه!
اما با چیزایی که شنیدم ،
حتی رفتار آقا حکمت هم جوری بود که انگار تهیونگ هیچ ربطی به این ماجرا نداره!
مغزم داشت سوت میکشید..
پس چرا جونگکوک انقدر از تهیونگ متنفر بود؟!
از حرفای تهیونگ ،
کامل میشد فهمید که چقدر به جونگکوک علاقه داره!
سمت آشپزخونه برگشتم..
مشغول درست کردن غذا برای ناهار شدم
فکرم بدجوری درگیر بود..
دلم میخواست ماجرا رو بفهمم!
اما نمیتونستم از جونگکوک بپرسم
اگه جونگکوک دروغ گفته باشه بهم بازم میگه..
.
.
خیلی از دستتون ناراحتم با اینکه میدونین مدرسه ها شروع شده شرط هارو نمیرسونین، دلم نیومد نزارم
این دفعه واقعا اگه شرط های این دو پارت و پارت های قبلی و نرسونین فیک و متوقفش میکنم
- #ParT_25 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
" از زبان #لینا"
دست و پاهام بدجور میلرزید..
به سختی نفس میکشیدم و حالم دگرگون بود
یعنی جونگکوک بهم دروغ گفت؟!
دیگه نمیفهمیدم چی راسته چی غلط..
جونگکوک گفته بود مقصر این وضعیتش فقط و فقط خودخواهی تهیونگه!
اما با چیزایی که شنیدم ،
حتی رفتار آقا حکمت هم جوری بود که انگار تهیونگ هیچ ربطی به این ماجرا نداره!
مغزم داشت سوت میکشید..
پس چرا جونگکوک انقدر از تهیونگ متنفر بود؟!
از حرفای تهیونگ ،
کامل میشد فهمید که چقدر به جونگکوک علاقه داره!
سمت آشپزخونه برگشتم..
مشغول درست کردن غذا برای ناهار شدم
فکرم بدجوری درگیر بود..
دلم میخواست ماجرا رو بفهمم!
اما نمیتونستم از جونگکوک بپرسم
اگه جونگکوک دروغ گفته باشه بهم بازم میگه..
.
.
خیلی از دستتون ناراحتم با اینکه میدونین مدرسه ها شروع شده شرط هارو نمیرسونین، دلم نیومد نزارم
این دفعه واقعا اگه شرط های این دو پارت و پارت های قبلی و نرسونین فیک و متوقفش میکنم
- ۲۸۹
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط