{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲۹ سال پیش یه همچین روزی یه پسری تو ی مزرعه ای به دنیا او

۲۹ سال پیش یه همچین روزی یه پسری تو ی مزرعه ای به دنیا اومد اون از همون اول رانده شده بود اما اهنیتی نمیداد اون عاشق هویج بود و دلش میخواست کل مزرعشون رو هویج بکاره و اسب پرورش بده اون پسر یه صدای طلایی داشت ک هم از چشم خودش دور بود هم از چش خانوادش...!
وقتی بزرگ شد رویا هاش هم باهاش بزرگ شدن دیگه دلش نمیخواست اون کارا رو انجام بده و به خونه ی پدریش برگشت توی شونزده سالگیش بخاطر هوش زیادش بورسیه شد توی یه مدرسه شبانه روزی اون پسر خیلی مهربون بود و بخاطر چهره و اخلاق خوبش طرفدارای زیادی داشت اونجا بود ک با ی پسر به اسم کیم هیونگ جون شنا شد اون دو تا خیلی با هم صمیمی بودن کم کم صداهاشون رو کشف کردن و ب پرورشش مشغول شدن اون پسر تو گروه کور مدرسه بود و صدای بسیار عالی داشت...
اونا با سه نفر دیگه هم آشنا شدن به اسم های هیون جونگ.. کیو جونگ .ویونگ سنگ ک اونا هم صدای خوبی داشتن به پیشنهاد اون پسر شیطون و خوش قیافه یه گروه تشکیل دادن و گروهشون یکی از پر طرفدار ترینا تو سیا شد چن سال بعد اونا از هم جدا شدن این برای تریپل اسا یه مرگ طبیعی بود ولی صبر کردن و تریپل اس موندن امروز تولد همون پسر بچه شیطونه ک حالا خودشو پشت نقاب یه مرد اخمو ک هیچوقت نمیخنده قایم کرده بیاید همه با هم دعا کنیم توی این سال ک جونگی بیست و نه ساله میشه مشکلات همشون حل شه و خوشحال باشن و گروهشون برگرده...
دیدگاه ها (۴)

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دوم p.26 (روایت از زبان جون...

پارت ۲۰ سعی کردم دستگیره رو دوباره فشار بدم، ولی انگار قفل ش...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط