his favorite strawberry
part 27
سوار ماشین شدیم و به کافه ای که جنی گفته بود رفتیم البته من اینجوری فکر میکردم کافه که چه عرض کنم کلوپی بود برای خودش
صدای اهنگشون مطمئنم تا دو کوچه اونور تر میرفت
وارد کلوپ شدیم که با دیدن لباسهای دخترا چشمام گرد شد
مگه همچین لباس هایی هم وجود داره؟
چیزی نمیپوشید سنگین تر بود
یا داشتن میرقصیدن یا توی دهن پسرا بودن
با دیدن جنی نگاهم رو از اون فضایی ها به جنی دادم
یک نیم تنه با یک شلوار لی پوشیده بود نسبت به بقیه ما چادری بودیم
نزدیکمون شد
$هاییییی لیدیز
٪+های بیبی گوریل
$یاااا هاریم تو هم؟تو دیگه چرا؟
٪اثرات گشتن با دوست اسکلته
+ساری..بیب ؟
$جانم ددی؟
°ددی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با صدای یک پسر برگشتم و جونگکوک رو دیدم
نمیتونستم توی چشماش نگاه کنم من کار زشتی در حقش کرده بودم
وجی:اشکالی نداره..پیش میاد
وجی ها هم وجی های قدیم
سرم رو پایین انداختم
+سلام
°عاا تویی..تو دوست جنی هستی ؟
+بله..چطور مگه؟
°من برادرش هستم
+آها
پس فراموش کرده بود نامزدش هستم؟باید باهاش حرف بزنم؟
+ببخشید..میتونم..
_هارین؟
برگشتم و تهیونگ رو دیدم
با تعجب نگاهش کردم
_چرا امروز صبح رفتی؟
با یاد آوری صبح صورتم داغ شد میتونستم شرط ببندم گونه هام قرمز شدن
هاریم و جنی که معلوم بود تا تهش رفته بودن بهم شیطون نگاه کردن
یک نگاه به جعون انداختم که سوالی نگاهم کرد
دستشو گرفتم و با دو از کلوپ خارج شدم
+راستش من..من..نمیخواستم نامزدی مون رو به هم بزنم و میدونم ممکنه باعث مشکلاتی بین خانواده هامون بشه..ولی خب راستش در مورد احساسم مطمئن نیستم..ولی ته دلم احساس میکنم دوستش دارم من حاضرم براش هر کاری کنم حتی اگه همه چیزو به خطر بندازه من من نمیدونم واقعا چی بگم
°چرا داری اینا رو برای من توضیح میدی ؟
شک کردم به همه چیز پس ازش پرسیدم
+مگه تو جعون نیستی؟
°من تهیونگم..کیم تهیونگ
+چیییییییی؟یعنی داری میگی من خر از اول اشتباه فکر کردم که تو جونگکوکی و جونگکوک توعه بعد الکی عذاب وجدان گرفتم ؟
یهو احساس کردم سرم درد و گرفت
یهو همه ی اتفاقای دیشب جلوی چشمم اومد
سوار ماشین شدیم و به کافه ای که جنی گفته بود رفتیم البته من اینجوری فکر میکردم کافه که چه عرض کنم کلوپی بود برای خودش
صدای اهنگشون مطمئنم تا دو کوچه اونور تر میرفت
وارد کلوپ شدیم که با دیدن لباسهای دخترا چشمام گرد شد
مگه همچین لباس هایی هم وجود داره؟
چیزی نمیپوشید سنگین تر بود
یا داشتن میرقصیدن یا توی دهن پسرا بودن
با دیدن جنی نگاهم رو از اون فضایی ها به جنی دادم
یک نیم تنه با یک شلوار لی پوشیده بود نسبت به بقیه ما چادری بودیم
نزدیکمون شد
$هاییییی لیدیز
٪+های بیبی گوریل
$یاااا هاریم تو هم؟تو دیگه چرا؟
٪اثرات گشتن با دوست اسکلته
+ساری..بیب ؟
$جانم ددی؟
°ددی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با صدای یک پسر برگشتم و جونگکوک رو دیدم
نمیتونستم توی چشماش نگاه کنم من کار زشتی در حقش کرده بودم
وجی:اشکالی نداره..پیش میاد
وجی ها هم وجی های قدیم
سرم رو پایین انداختم
+سلام
°عاا تویی..تو دوست جنی هستی ؟
+بله..چطور مگه؟
°من برادرش هستم
+آها
پس فراموش کرده بود نامزدش هستم؟باید باهاش حرف بزنم؟
+ببخشید..میتونم..
_هارین؟
برگشتم و تهیونگ رو دیدم
با تعجب نگاهش کردم
_چرا امروز صبح رفتی؟
با یاد آوری صبح صورتم داغ شد میتونستم شرط ببندم گونه هام قرمز شدن
هاریم و جنی که معلوم بود تا تهش رفته بودن بهم شیطون نگاه کردن
یک نگاه به جعون انداختم که سوالی نگاهم کرد
دستشو گرفتم و با دو از کلوپ خارج شدم
+راستش من..من..نمیخواستم نامزدی مون رو به هم بزنم و میدونم ممکنه باعث مشکلاتی بین خانواده هامون بشه..ولی خب راستش در مورد احساسم مطمئن نیستم..ولی ته دلم احساس میکنم دوستش دارم من حاضرم براش هر کاری کنم حتی اگه همه چیزو به خطر بندازه من من نمیدونم واقعا چی بگم
°چرا داری اینا رو برای من توضیح میدی ؟
شک کردم به همه چیز پس ازش پرسیدم
+مگه تو جعون نیستی؟
°من تهیونگم..کیم تهیونگ
+چیییییییی؟یعنی داری میگی من خر از اول اشتباه فکر کردم که تو جونگکوکی و جونگکوک توعه بعد الکی عذاب وجدان گرفتم ؟
یهو احساس کردم سرم درد و گرفت
یهو همه ی اتفاقای دیشب جلوی چشمم اومد
- ۷.۴k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط