🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸




.

من هنوز هم #فکر می کنم
#سپیده اگر می زند
به خاطر #پنجره های باز است
به خاطر پیچیدن باد در پرده های تور
به خاطر #عطر‌بهار‌نارنج که با نسیم می آید توو
به خاطر خواندن #پرنده ای
روی درختی دور
به خاطر #چشمهایی که باز می شوند به روز
به خاطر دلهایی که دل می دهند به نور
به خاطر #لبخند، #لبخند، #لبخند
به خاطر آنها که می گویند حال من خوب
حال تو #خوبِ خوب...✍️📸



#نیکی_فیروزکوهی



#آرامکده


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۱/۲۵

۰۸:۳۴⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
‌
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

بهار بدون تو

سناریو

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

پارت ۴ ویو ا.ت سر کلاس نشسته بودیم نامجون هنوز نیومده بود ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط