زندگی تباه من_پارت بیستم

ویو ته
ته:براز همه چیرو از اول شروع کنیم
ات:اوک...باشه


"فلش بک به قبل قمار سر ات"


ویو جان
داشتم تو پارک با استایل مشکی و ماسک و کلاه قدم میزدم که یه دختر نظرمو جلب کرد یه دختر با موهای مشکی ای که باد اونارو به رقص درآورده بود و پوستی سفید و همچنین چشایی مشکی چقدر خوشگله
رفتم پیشش
جان:سلام
دختر:س..سلام
جان:میتونم بیشتر باهاتون آشنا بشم؟
دختر:البته
جان:خب اسم من جان هست....تو چی؟
دختره:اسم منم ات هست(لبخند)
جان:باهام دوست میشی(لبخند پشت ماسک)
ات:باشه(لبخند)

ویو ادمین(من)
دخترک و پسرک هر روز باهم قرار میزاشتن ولی پسرک از درون دل دختر خبر نداشت.....درسته دخترک قصه ما عاشق شده بود ولی نتونست اعتراف کنه چون می‌ترسید دوستیشون خراب بشه

"یه روز سر قرار تو کافه"
ات:سلام
جان:سلام
ات:بشین
جان:(نشست)کاری داشتی که گفتی بیام؟چون سرم‌یه ذره شلوغ بود
ات:اوه ببخشید مزاحم شدم ولی میخواستم یه سوال و یه درخواستی ازت داشته باشم
جان:میشنوم
ات:......



ادامه دارد.....

های گایز ببخشید ببخشید که دیر پارت گذاشتم چون به خاطر عید سرم شلوغ بود و الان که ساعت ۲:۸ شبه وقت دارم و میخوام تا صبح براتون پارت بزارم😘
حمایت یادت نره ارمی🥺💜
دیدگاه ها (۰)

پنهان عشق

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

مربی موتور سوار

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

#برادر ناتنی من

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط