{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوکر :یه زن خیلی خوشگل داشتم...

جوکر :یه زن خیلی خوشگل داشتم...
همیشه قمار بازی میکرد.یه بار خیلی بدهی بالا اورد و نتونست بدهیشو پس بده ...
طلبکاراش اومدن با چاقو صورتش رو خط انداختن.پولی برای جراحیش نداشتیم ...
منم رفتم تیغ رو گذاشتم کنار دهنم و کشیدم تا بهش نشون بدم هنوز هم دوسش دارم و باش همدردی میکنم ...
اما زنم نتونست منو با اون قیافه تحمل کنه و منو ول کرد و رفت ...

حالا همیشه میخندم




تنهایی،یعنی لبخند تلخ جوکر ....
دیدگاه ها (۱۲)

P³⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸 پارت۹🌸🌸ویو راوی*از روزی که دازای توی اژا...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

چندپارتی جونگ کوک

From Enmity to Love

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

پارت۹که اون سوهیه پیکمی اومد پیششسوهی: ببین دختره ی هرزه دفع...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

سناریو ایزانا پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط