black🖤heart قلب🖤سیاه

با صدای مهماندار هواپیما بیدار شدم
مهماندار:خانم.خانم بیدار شین رسیدیم
من:الان رسیدیم کره
مهماندار:اره بلند شین
من:باشه ممنون که بیدارم کردین
مهماندار:خواهش میکنم
از جام بلند شدم و از هواپیما خارج شدم
بالاخره از شر زندگی خرابم خلاس شدم امیدوارم اینجا به آرزوهام برسم

وارد اتاق هتل شدم عه چه هتل کثیفیه هنوز ملافه های اونی که قبل من اونجا بود جمع نکردن
از تلفن به پایین زنگ زدم
من : این چه وعضع اتاق سریع بیان جمع کنین
محلت حرف زدن ندادم و قطع کردم
.
.
اومدن اتاقو‌‌ تمیز کردن وسایلمو با چمدون گذاشتم تو کمد و رو تخت دراز کشیدم که گوشیم زنگ خورد از کمپانی بود صدامو صاف کردم
من:الو
منشی رییس:الو خانم... اسمتون چی بود
میخواستم اسممو بگم که. گفتم:لیسا هستم
منشی : اما تو پروندتون چیز دیگه ای نوشته
من : لیسارو ترجیح میدم
منشی؛هر جور راحتی
من : کاری داشتید
منشی : بله میخواستم بهتون بگم ک دو روز دیگه بیاین واسه تسط
تعجب کردم فک میکردم باید حداقل یه دو ماه منتظر بمونم
من: چشم حتما
منشی خدافظ
من خدافظ
ساعت و نگاه کردم ۱۱ شب بود خیلی خسته ام رفتم حموم‌ از حموم اومدم بیرون و خودمو رو تخت پرت کردم و...
خوابیدم
.
.
.
..
...
..

اینم از پارت اول فیک:::: قلب 🖤 سیاه
🌟🌟🌟
دیدگاه ها (۲۱)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

رمان: رفتار سرد .

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت ۲۶

پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط