{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝
پارت۹
_____________________✨🌝✨_______________________

اه اینم که رفت دوباره مثل همیشه تنها شدم بهم قل داده بود که دیگه تنهام نزاره.
رفتم حموم و اومدم لباسی جون کوک رو پوشیدم یک هودی مشکی که برام خیلی بزرگ بود ساز جون کوک خیلی بزرگ بود ولی سایز من خیلی کوچولو تر از جون کوکه.
بعد از یک چایی رفتم خون رو کشف کنم.
از طبقه آخر شروع کردم طبقه سوم پر از اتاق های بزرگ و اتاق لباس بود تا اینکه روی یک در نشونه نه بود اون رو فشار دادم و باز شد شوکه شده بودم پر از اسلحه تفنگ چاقو باروت مواد مخدر بود سریع اومدم بیرون و درو محکم بستم.

🌝✨ویو جون کوک✨🌝
رسیدم به آمریکا ۱۰ کار بود که در یک معموریت باید انجامش میدادم رفتم لباسام رو عوض کردم و ماسک و کلاه و عینک گزاشتم تا کسی نتونه شناسا ایم کنه و وسایل لازم رو برداشتم (خودتون میدونین دیگه چی رو میگم)شروع کردم اول از همه رفتم کسی که هزاران تا آدم بی گناه را گشته بود رو گشتم و بعد با هلکبتر شخصیم رفتم و کل آمریکا رو کوچه و خیابون هاشو گشتم تا یک برج مرکه پیدا کنم و پریدم روی اون ساخمون و دنبال شیطان گشتم که دیدم پشتمه زود اصلحه رو درو بردم و به قلب یخیش شلیک کردم بدون هیچ سرو صدا ایی(تفنگ بدونه صدا) چنتا نفر دیگر هم تعقیب کردم گشتم رفتم عمارت.

حتماً اون اتاق مخفی رو پیدا کرده سریع دوربین‌ها رو چک کردم و دیدم بله همه رو پیدا کرده و فرار کرده یعنی از کوجا فرار کرده.

🌝✨ویو جون سنا✨🌝

رفتم پارکینگ و درش باز شد ده فراررر
رفتم پیش بابا دیدم که جنازه اش وقت وسط خونش و از سرش خون ریخته شده و تازه نیست قدیمی و لباسش کثیف شده بود یه با خون سردی بردم و دفنش کردم ولی کسی متوجه نشده بود که اون مرده ولی من حدث میزدم چون تا الان ۵۰ بار بهش زنگ زده بودم و گوشیش هر پنجاه بار میسد کال براش افتاده بود.
منم مثل بابام تو تنها آیم میمیرم ما خیلی نقطه مشترک باهم زیاد داشتیم یک لبخند ملیح بهش زدم و خاک رو ریختم روش داخل همون حیاط عمارته بابام گزاشتمش دیگه وقت نشد که بسوزمش و همین جوری گزاشتمش.
+ بابا زندگی جدیدت برات پر از موفقیت باشه و همین طوری ریٔس مافیا ها بمون دوست دارم تو زندگی بدیم بازم شماها خوانوادم باشین اون که از خواهری و مامان که تصادف کردن اینم که از شما به قتل رسیدی به دست جون کوک دوربین‌ها سابط کردن وقت مادو تا میدونیم که این خونه پر از دوربین‌های مخفی و مختلفه.


🌝✨پرش به یک هفته بعد✨🌝

🌝✨ویو جون کوک✨🌝
طبق به انتظار فرار کرده خوشبختانه بهش جی پی اس وصل کردم که اتفاقی افتاد یا فرار کرد پیداش کنم تو این یک هفته مراقبش نبودم ببین یک هفته وقت نبودم چقدر وخشتاک شده.
رفتم دنبالش دیدم که روی خاک رو پوشانده و روی زمین نشسته داره از خنده غش می‌کنه چقدر وحشتناک حتی منی که یک مافیایی هستم که از سایه ام میترسن این دیگه باید از این آوردنش بترسن.
- سلام مادام کوچولوم
.............+
- باید بریم
+ تو منو از کجا پیدا کردی
- از رویه جی پی اس
+ من باتو عوضی هیجایی نمیام
یک دستش رو می‌زاره زیره کمرش رو اون یکی رو زیر زانوس
- دیگه خودت مجبورم می‌کنی
با پا در ماشین رو باز می‌کنه و جون سنا رو می‌زاره داخل و درو می‌بنده.
+ چقدر خطرناک از تو بعیده
- من سره چیزایی که ماله من باشه سرشون شوخی ای ندارم اینو خوب باید بدونی.

🌝✨پایان پارت ۹✨🌝
دیدگاه ها (۰)

اول اینو بخونید بعد بعدی را جابه جا شد 🌝✨نفرتی که تبدیل به ع...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۷_____________________✨🌝✨__...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۶_____________________✨🌝✨__...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۲_____________________✨🌝✨__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط