{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

&چندپارتی&

&چندپارتی&

وقتی:``یه‌ ویروسی‌ شروع میشه‌و‌ شما با همدیگه....``

همه‌جا پُر‌ شده‌ بود‌ از‌ بوی‌‌ نم‌ که این‌ نم‌ حاصل شکسته شدن‌‌ لوله‌های شهر‌ بود....
اونها از‌ لابه‌ لای‌ جنازه‌های توی‌ جاده‌‌ حرکت‌ میکردن‌ به امید‌ اینکه بتونن‌ چندتا آدمیزاد سالم‌ پیدا کنن...
ویروس زامبی‌ از‌ آزمایشگاه دولتی از‌ پزشک‌های اونجا شیوع‌ پیدا‌ کرده بود..
جیمین‌ با‌ پای‌ زخمی بخاطر گیر‌ کردن‌ از‌ یه‌ میله‌ی آهنی‌ بود‌ و‌ همین دلیل کند شدن‌‌ سرعتشون‌ شده‌ بود‌...
ات‌ با‌ حس‌ کلافگی گفت:
+جیمینا‌ خسته‌ شدم‌ بیا‌ یکم‌ استراحت کنیم
_اگه‌ یکی‌ از اون‌ زامبی‌ها بیاد‌ چی؟؟بیا‌ به راهمون‌ ادامه‌‌ بدیم

*فلش‌ بک‌ به سه‌ روز‌ قبل*

ویو‌ آت
رفتم‌ به سمت‌ کلاس‌ و‌ روی صندلی‌ خودم‌ نشستم جیمین‌ داشت‌ با‌ همکلاسیمون‌ کنار‌ پنجره‌ی کلاس‌ صحبت‌ میکرد‌ که با‌ چرخوند‌ن‌ سرش‌ متوجه من‌ شد‌....
و‌ با‌ یه لبخند بزرگ اومد‌‌ روی‌ صندلی‌ خودش که بغلی‌ من‌ بود‌ نشست
_چطوری‌ هانی؟
+هوم..خوبم‌
_امم‌... بی‌ حوصله بنظر‌ می‌رسی
+یکم‌ خوابم‌ میاد
_مطمئنی؟
+آره
جیمین‌ برگشت‌ به طرف‌ کیفش‌ و‌ یه‌ شیر کاکائو ازش‌ بیرون‌ آورد و‌ گذاشت روی‌ میز‌ ات..
_اینو‌ بخور‌ تا‌ سر حال بشی‌ فرشته‌ کوچولو (همچنان لبخند)

ادامه دارد....

⛔حتما نظرات خودتونو‌ بدید⛔
بچه‌ها نظرات شما از‌ هر‌ چیزی‌ برام‌ مهم‌تره و‌ بگید این‌ سبک‌ قدیمی از‌ کاور‌ فیک‌ هارو دوست‌ دارید؟🤍✨🎀
دیدگاه ها (۰)

Last leaves/رمان جیمین

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

چندپارتی‌&جین&وقتی:``بازیگر‌ هستی‌ ولی قولی که بهش داده‌ بود...

پارت سه وارد کلاس که شدم اولین چیزی که چشم بهش خورد جیمین بو...

My_idol

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

the lost leaves/رمان جیمین

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت۲]صبح روز بعد، ات هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط