بغلم کن که از این در به دری می ترسم

بغلم کن که از این در به دری می ترسم
و از این وحشت و این بیخبری میترسم

مدتی هست که از خانه ی امنم دورم
بغلم کن که من از هر خطری میترسم

هی خبر پشت خبر باز درختی افتاد
من تنم ساقه و از هر تبری میترسم

اگر از رخوتِ دنیا و زمین شعر شدم
علت آن است که از بی اثری میترسم

آی مردم بخدا روز قیامت شده است
من از این تیتر به ظاهر خبری میترسم

تا که احوال دل و دیده ی ما بارانیست
ازخودم, از تو و از پشت سری میترسم
دیدگاه ها (۱)

**پارت ۲۵**صدای لرزانِ یونا پشتِ درِ اتاق پیچید، اما جونگکوک...

شب شده بود و پری بعد از یک روز طولانی، تنها توی خونه استراحت...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 025"""""""""""""""""""""""""""""""...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط