بغلم کن که از این دربه دری میترسم

بغلم کن که از این دربه دری میترسم
و از این وحشت و این بیخبری میترسم
مدتی هست که از خانه ی امنم دورم
بغلم کن که من از هر خطری میترسم
هی خبر پشت خبر باز درختی افتاد
من تنم ساقه و از هر تبری میترسم
اگر از رخوتِ دنیا و زمین شعر شدم
علت آن است که از بی اثری میترسم
آی مردم بخدا روز قیامت شده است
من از این تیتر به ظاهر خبری میترسم
تا که احوال دل و دیده ی ما بارانیست
ازخودم, از تو و از پشت سری میترسم.....
دیدگاه ها (۴)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

شب شده بود و پری بعد از یک روز طولانی، تنها توی خونه استراحت...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این در به دری می ترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

بغلم کن که از این دربه دری میترسمو از این وحشت و این بیخبر...

عاشقانه های پاکقسمت هفتادمریض شما فوت شدعصبانی شدم "چی داری ...

فیک:ددی مافیای من*پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط