{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که از این دربه دری میترسم

بغلم کن که از این دربه دری میترسم
و از این وحشت و این بیخبری میترسم

مدتی هست که از خانه ی امنم دورم
بغلم کن که من از هر خطری میترسم

هی خبر پشت خبر باز درختی افتاد
من تنم ساقه و از هر تبری میترسم

اگر از رخوتِ دنیا و زمین شعر شدم
علت آن است که از بی اثری میترسم

آی مردم بخدا روز قیامت شده است
من از این تیتر به ظاهر خبری میترسم

تا که احوال دل و دیده ی ما بارانیست
ازخودم, از تو و از پشت سری میترسم....
🌿 🌿 🌿 🌿 🌿 🌿 🌿 🌿 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌼 🌼 🌼 🌼 🌼 🌼 🌼
دیدگاه ها (۳)

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

می خواهم خیال کنم آنکه دوستش داری منم...همانکه برایش شعر می ...

💟 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 🍒 لبخندت زیباست بخند خنده نفس کش...

🌿 🌺 ✍ در آغوش نگاهت من مست و پیمانه شدمروی موج گیسوی تو گنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط