{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که از این دربه دری میترسم

بغلم کن که از این دربه دری میترسم
و از این وحشت و این بیخبری میترسم

مدتی هست که از خانه ی امنم دورم
بغلم کن که من از هر خطری میترسم

هی خبر پشت خبر باز درختی افتاد
من تنم ساقه و از هر تبری میترسم

اگر از رخوتِ دنیا و زمین شعر شدم
علت آن است که از بی اثری میترسم

آی مردم بخدا روز قیامت شده است
من از این تیتر به ظاهر خبری میترسم

تا که احوال دل و دیده ی ما بارانیست
ازخودم, از تو و از پشت سری میترسم..... #امیر_اخوان
#کافه_آریا 🍁 ❄ ️🍁 🍃 🌷 🍃 🌷 🍃 🌷 🍃 🌷 🍃 🌷 🍁 ❄ ️🍁
دیدگاه ها (۱)

تا روزی که بود دست هایش بوی گل سرخ می داداز روزی که رفتگل ها...

هَوَس یا عشق ؟ یا عادت ؟ کدامَش ؟هرآنچه دوست داری تو بنامَشو...

دردهای من جامه نیستندتا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستندتا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط