{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک

My Charming Mafia‏

Part 4

ویو ات
به فیلم نگاه میکردم ولی می‌دونستم تا فردا بیدارم یه نفس عمیق کشیدم ادامه ی فیلم رو دیدم جاهای ترسناکش اومد از ترس پتو رو محکم گرفتم با ترس و استرس به فیلم نگاه کردم یهو جیغ زدم جونگ کوک سریع اومد تلویزیون رو خاموش کرد
جونگ کوک : چته چرا جیغ میزنی
ات: چرا خاموش کردی گوریل
جونگ کوک: چی گفتی
ات: گفتم چرا خاموش کردی
جونگ کوک: نه نه یه چیزی دیگه هم گفتی
ات: گوریل
جونگ کوک: گوریل خودتی
ات: والا هنوز من تو رو گوریل میبینم عباس خان
کوک: خیلی پررو هستی
ات: شبیه عباس خان شدم
جونگ کوک: خفه میشی یا خفه ات کنم
ات: بیا خفه ام کن بمیرم راحت شم
جونگ کوک: صداتو در نیار
ات: عباس خان میگم یه معذرت خواهی کن
جونگ کوک : چرا
ات : سرم داد زدی
جونگ کوک: شوهرتم دلم میخواد سر زنم داد بزنم
ات : الان پاشم بزنم سرت بگم شوهرم هستی دلم میخواد بزنم سرت
جونگ کوک: دلت میاد
ات: آره جوری میزنم که دلم خنک شه
جونگ کوک: خیلی بدی
ات: بهش زبون در آوردم
جونگ کوک: از زبونش گرفتم . بچه دیگه از این کارا نکن ‌ . زبونشو ول کردم
بلند شدم محکم زدم سرش با صدای بلند خندیدم فرار کردم
جونگ کوک: بیا اینجا بهت میگم
ات: عباس خان عصبانی میشود ( با خنده)
جونگ کوک: عباس خان رو بهت نشون میدم
سریع رفتم آشپزخانه چاقو رو برداشتم
ات: بیایی جلو می‌کشمت
اومد جلو با یه حرکت چاقو رو از دستم گرفت محکم منو چسبوند دیوار
جونگ کوک: پس عباس خان آره
ات: آره عباس خان
یهو منو برداشت انداخت رو شونه اش برد جیغ زدم
ات: بزارم زمین
جونگ کوک: نه
ات: عباس خان بزارم زمین
برد اتاق انداخت روی تخت روم خیمه زد تو چشام زل زد گونمو بوسید نوک بینیمو بوسید اومد کنارم دراز کشید محکم بغلم کرد
جونگ کوک: زن عباس خان
ات: چیه عباس خان
جونگ کوک: ببخشید زن عباس خان
ات: قول میدی دیگه اذیتم نکنی
جونگ کوک: آره قول میدم
ات: یه بوس دیگه
گونمو بوسید محکم تر بغلم کرد
ات: عباس خان
جونگ کوک: جانم زن عباس خان
ات: عاشقتم عباس خان
جونگ کوک: منم عاشقتم پرنسسم
ات : شب بخیر عباس خان
جونگ کوک: شب بخیر زن عباس خان

the
پایان
دیدگاه ها (۴۳)

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

پارت ۳۷

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط