وانشات من‌و‌تو تا ابد | me and you forever #last_part16

part 16
last part

جیکی : عزیزم شام چی میخوری؟
ا.ت : هرچی باشه میخورم
جیکی : بریم بیرون یا سفارش بدم بیارن اتاق
ا.ت : بگو بیارن اینجا
[شام خوردیم و جونگ کوک یه فیلم جدید دانلود کرده بود و رو لپ تاپش بود گذاشت و نگاه کردیم]
فردا...
[داشتیم میرفتیم واسه صبحونه که وانگ رو دیدیم]
وانگ : بهبه
جیکی : تو، اینجا؟
وانگ : اره من خونه زنم اینجاس
ا.ت : زن داشتی و منو میخواستی
وانگ : فک میکردم جونگ کوک آدم قابل اعتمادی نیست میخواستم نجاتت بدم ولی فهمیدم افکارم اشتباه بوده
[نگاه من به جونگ کوک فقل شده بود و دستم و گذاشتم روی سینش و دستاشو دور کمرم فقل کرد و بوسه ای روی لبم گذاشت]

#من‌وتوتاابد
#فایتینگ
#رمان_جونگکوک
دیدگاه ها (۳)

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟚: راز رزیکافه کم‌کم شلوغ‌تر می‌شد، اما ا/ت...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط