انتقالی پارت ۱۶

+به مامان گفتم تو نمیتونی منو ببری گفت باید با یکی دیگه برگردم خونه وگرنه رام نمیده تو خونه
&تهیونگ تو با ا/ت برو
+نه نمیخواد خودت تنها میمونی
*خب راستش من قرار با یونا برم
-کجا؟
&خب کوک قراره منو به مامانش معرفی کنه
-باشه پس من با ا/ت میرم
+نمیخواد میخوام راه برم راستی کوک مامانم نگفت قراره از پیش تایین شده ساعت چنده؟
*عه نه میخوای زنگ بزن بپرس
+باشه
پرش زمانی
&مامانت چی گفت؟
+ولش کن
&بگو دیگه
+مثل اینکه باید برم خونه مرده
-چی؟(با عصبانیت)
+عه ترسیدم باید برم فعلا
-وایسا منم بیام
توی راه داشتیم با تهیونگ قدم میزدیم و میرفتیم منم سرم توی گوشیم بود که یهو……
دیدگاه ها (۰)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

My Boy❄

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط